تبليغاتX
تحریر - مرجع موسیقی کلاسیک پارسی

تحریر - مرجع موسیقی کلاسیک پارسی

دانلود - اخبار - مقاله - نقد و بررسی موسیقی سنتی ایران

کیوان ساکت

کیوان ساکت با آلبوم جدیدش می آید

«كيوان ساكت» آهنگساز و نوازنده تار هم اكنون در حال ضبط آلبوم جديد خود است كه پس از اتمام،آن را به بازار موسيقي عرضه خواهد كرد.


«كيوان ساكت» نوازنده تار با اعلام اين خبر گفت: در اين آلبوم كه بخش عمده آن از ساخته هاي من و شامل كنسرتورهاي تار و اركستر است،برخي نوازندگان اركستر سمفونيك تهران و تني چند از هنرمندان ديگر از جمله:«مهيار عليزاده»،«بهنام ابوالقاسم»،
«نويدمصطفي پور»،«احمد مستبط »،«ناصر رحيمي» و «كريم قرباني» با ما همكاري مي كنند كه در كنار قطعات ايراني دو يا سه قطعه اروپايي هم به چشم مي خورد كه هم اكنون در مرحله ضبط استوديوي آن هستيم.
اين نوازنده تار در ادامه با اشاره به استفاده از قطعات اروپايي در كنار قطعات ايراني اظهار داشت: موسيقي صرف نظر از تقسيم بندي هاي كه ما داريم،زيبا و هنري است و به هر كجاي دنيا كه تعلق داشته باشد،مردم مي توانند از آن لذت ببرند. همه مردم حق دارند آثار ديگر آهنگسازان را گوش كنند، اما متأسفانه در جامعه ما برخي افراد فكر مي كنند بايد با ساز ايراني نغمات ايراني بنوازند كه اگر چنين است؛پس چرا ما در دانشگاهايمان آثار ادبياتي،تئاتري و سينمايي هنرمندان ديگر نقاط جهان را تدريس مي كنند؟ همه به اين دليل است كه مردم ما بايد با دستاوردهاي فرهنگي تمام دنيا آشنا شوند.به نظر من موسيقي خوب به هر شكلي قابل اجرا،ترغيب و تشويق است و نبايستي از يك هنرمند انتظار داشت،اثرش را به صورت بسته اي ارائه كند.
«ساكت» در خاتمه خاطرنشان كرد: هنوز اسمي براي اين آلبوم انتخاب نكرده ايم، اما با مراحل ضبط آن نام آلبوم تعيين و به بازار موسيقي عرضه خواهد شد.

منبع : فارس

انتشار سه کتاب از کیوان ساکت

«كيوان ساكت» به زودي سه كتاب خود را عنوان‌هاي «با موج تا كرانه»، «خوشه چين تاك همسايه» و« 18 قطعه براي تار» را منتشر مي‌كند.


«كيوان ساكت» بااعلام اين خبر گفت: كتاب «18 قطعه براي تار» حدود 10 سال پيش نيز به چاپ رسيده بود كه هم اكنون همراه با نوار اجراي اين قطعات دوباره منتشر مي‌شود. همچنين كتاب«با موج تا كرانه» شامل بخشي از قطعات آلبوم‌هاي شرق اندوه و شبي با خورشيد است كه در مراحل پاياني قرار دارد و به زودي آن را در بازار كتاب منتشر خواهم كرد.


اين نوازنده تار از انتشار ديگر كتاب خود با عنوان «خوشه چين تاك همسايه» خبر داد و گفت:‌اين كتاب كه ديرتر از بقيه كتاب‌ها منتشر خواهد شد به دنبال استقبال كتاب ديدار و شرق اندوه شكل گرفته كه در واقع شامل تنظيماتي براي تار است كه از طريق انتشارات چنگ به چاپ مي‌رسد . «كيوان ساكت» در خاتمه خاطر نشان كرد: در كنار انتشار اين كتاب‌ها قصد دارم چندين كنسرت را در شهرهاي مختلف ايران برگزار كنم.

منبع : فارس

 کیوان ساکت و ژاله صادقیان (آلبوم قاصدک)
 کیوان ساکت - چارداش (آلبوم دیدار شرق و غرب) اثری از مونتی
 کیوان ساکت - مارش ترک (آلبوم دیدار شرق و غرب) اثری از موتسارت
 کیوان ساکت - پاتریس ۲۴ (آلبوم دیدار شرق و غرب) اثری از پاگانی نی
 کیوان ساکت - تکنوازی سه تار (آلبوم باران)
 کیوان ساکت - تکنوازی تار (آلبوم باران)
 کیوان ساکت - چهار مضراب (آلبوم جامه دران)
 
( با تشکر از سایت شخصی کیوان ساکت )
 
توضیحی کوتاه در مورد آلبوم «دیدار شرق و غرب» : کیوان ساکت ، نوازنده خلاق و پرتوان تار در این آلبوم قطعات معروف موسیقی کلاسیک (مانند چارداش - رقص مجاز - چهار فصل و ...) را بوسیله تار نواخته . گوش کردن این آلبوم جذاب را به همه موسیقی دوستان پیشنهاد میکنم .
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 0:53  توسط علیرضا  | 

استاد شجریان و جایزه گرمی

مراسم Grammy Award چهارشنبه ۱۹ بهمن ماه برگزار شد و برگزیدگان این جشنواره مشخص شدند . متاسفانه آلبوم فریاد استاد شجریان (که پس از بیتو به سر نمیشود دومین نامزدی استاد شجریان محسوب میشد) در بخش موسیقی جهان (World Music) مقامی دریافت نکرد.

امیدواریم استاد شجریان و گروه موفقشان در ادامه راه شناساندن موسیقی ایران در مجامع بین الملی موفق تر از پیش باشند .

برای مشاهده نتایج جایزه گرمی اینجا کلیک کنید (به Field 16 دقت کنید)

Category 72 - Best Traditional World Music Album
(Vocal or Instrumental.)

  • Behmanka
    Mamadou Diabate
    [World Village]

  • Para Todos Ustedes
    Los Pleneros De La 21
    [Smithsonian Folkways Recordings]

  • Faryad
    Masters Of Persian Music
    [World Village]

  • Tibetan Master Chants
    Lama Tashi
    [Spirit Music]

  • In The Heart Of The Moon
    Ali Farka Touré & Toumani Diabaté
    [World Circuit/Nonesuch]


 « فریاد »

خانه‌ام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز     هر طرف می‌سوزد این آتش،   پرده‌ها و فرشها را، تارشان با پود. من به هر سو می‌دوم گریان،       در لهیب آتش پر دود؛           وز میان خنده‌هایم، تلخ،       
و خروش گریه‌‌ام، ناشاد،          از درون خسته‌ی سوزان،        می‌کنم فریاد! ای فریاد!   
خانه ام آتش گرفته‌ست، آتشی بی‌رحم      همچنان می‌سوزد این آتش،   نقشهایی را که من بستم به خون دل،
بر سر و چشم  در و دیوار،          در شب رسوای بی‌ساحل.         وای بر من، سوزد و سوزد          
غنچه هایی را که پروردم بدشواری،      در دهان گود گلدانها،            روزهای سخت بیماری.            
از فراز بامهاشان، شاد             دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب،      بر من آتش بجان ناظر. 
در پناه این مشبک شب. 

« اخوان ثالث »


پوستر استاد شجریان


>> برای دریافت پوستر با سایز بزرگ اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 0:46  توسط علیرضا  | 

سیامک شجریان

سيامك (محمدجواد) شجريان ـ متولد مشهد، 1331 آموختن آواز و رديفهاي موسيقي ايراني را نزد آقايان غفوريان و غلامحسين ظهيرالديني آغاز كرد و از محضر برادر هنرمند استاد محمدرضا شجريان، والاترين چهره‌ آواز ايران با استفاده از نوارهاي اساتيدي چون مهرتاش و عبدالله‌خان دوامي بهره‌هاي فراواني برد. سنتورنوازي را در سال 1346 در مشهد نزد آقاي برهاني فرا گرفت. او همچنين دستي در نواختن سه‌تار و تنبك و ساختن سنتور دارد. سيامك شجريان، خواندن را از دوران دبيرستان با فرهنگ و هنر مشهد آغاز كرد و سپس در سال 1355 براي ادامه تحصيل و پيشبرد فعاليتهاي هنري خود به آمريكا رفت و در آنجا مقيم شد. او تا به حال در داخل و خارج از كشور، با گروههاي زيادي همكاري داشته كه از آن جمله مي‌توان به «گروه اساتيد» به سرپرستي استاد فرامرز پايور و «گروه عشاق» به سرپرستي اسماعيل تهراني اشاره كرد.

حاصل فعاليتهاي او دو اثر «كرشمة نرگس» (با آهنگسازي فرامرز پايور) و «پير مي‌ فروش» (با آهنگسازي محمدعلي كياني‌نژاد) منتشر شده است. «طبيب دل» با آهنگسازي محمدجواد ضرابيان، تازه‌ترين اثري است كه با صداي سيامك شجريان اين فرزند خلف خاندان آواز ايران، مي‌شنويم .

--------------------------------------------------------------------

آلبوم کرشمه نرگس (فرامرز پایور - گروه اساتید)

 دلبرا (رنگ از جلیل شهناز)
 کرشمه و آواز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 2:7  توسط علیرضا  | 

صدایی که خاطره ها را نو می کند

اشاره: به دنبال دل ( ترانه‌هاي قديمي )
آهنگهاي استاد علي تجويدي
با كلام استاد رحيم معيني‌كرمانشاهي
با صداي عليرضا افتخاري
تنظيم بهزاد خدارحمي
تهران، كانون فرهنگي هنري ني داوود؛ بهار 1384

براي عليرضا افتخاري، و به ياد هنرمند از دست رفته : ميرمجتبي ميرزاده (1384ـ1324)

(سید علیرضا میر علی نقی)

بازسازي آثار قديمي، بر خلاف با آنچه كه بعضي از دوستداران موسيقي مي‌پندارند، برآمده از شرايط حاكم بر موسيقي در سالهاي اخير نيست. پيش از انقلاب نيز چندين ترانه قديمي و مشهور، با اركسترها و صداي خوانندگان مطرح آن روز، اجراي مجدد شدند. ازجمله، آهنگ ـ ترانه «خزان عشق» در آواز همايون، ساخته و خواندة سيد جواد بديع‌زاده با كلام رهي معيري، كه اولين ضبط آن در سال 1315 و اجراي دوباره آن، چهل سال بعد با صداي هوشمند عقيلي به گوش رسيد. اجرايي كه جز صداي گرم و مردانه عقيلي، امتيازي نسبت به نسخه اصلي نداشت و تأثيرگذاري آن به نحو آشكاري كمتر از آن صفحه گرامافون چهل سال پيش بود. تجربه‌هاي متعددي كه سالهاي پيش از انقلاب روي آهنگ ـ ترانه‌ها و قطعات بي‌كلام متعلق به سنوات گذشته انجام گرفت، نشان داد كه بازسازي، به معناي بازنوازي ساده و بي‌انديشه نيست. عوامل زيادي را بايد در نظر گرفت كه بازسازي، چه نزديك به اصل اثر باشد و چه دور از آن، قدرت تأثيرگذاري خود را از دست ندهد. در اين ميدان دشوار، هوشمندي تنظيم‌كننده و سرپرست اركستر مهم‌ترين نقش را دارد؛ به‌ويژه در استفاده‌اي كه از صداي تواناي خواننده‌اي باهوش و منعطف مي‌تواند داشته باشد.
بازسازيها، بخش قابل توجهي از موسيقي ربع قرن گذشته در ايران ـ در جوامع شهري و زير نفوذ رسانه‌هاي جمعي و حاملهاي صوتي ـ را تشكيل مي‌دهد. علل اجتماعي و محيطي‌ِ اين گرايش، يا به زعم عده‌اي «اين اپيدمي»، متنوع است. بدبين‌ترها مي‌گويند كه ديگر عصر خلاقيتهاي درخشان تمام شده و «قديميها گفتند آنچه را كه بايد بگويند». واقع‌بين‌ترها كه در بررسي هر پديده‌اي سعي مي‌كنند حداكثر عوامل محيطي و محاطي موجود را در نظر بگيرند، عقيده دارند كه مجموع اين عوامل در هر دوره‌اي، براي تثبيت و يا عدم تثبيت ملوديها و كلام آنها بسيار مؤثر است. اگر تاريخ‌نگاري دقيقي از موسيقي معاصر خود داشتيم، شايد روشن‌تر درمي‌يافتيم كه بسيار نغمه‌ها و حتي صداهاي خوانندگان بوده كه در دورة اوج كار و فعاليتشان، آن درخشش غير منتظرة سالهاي بعد از اتمام دوره فعاليت را نداشته است؛ و چه بسا خوانندگاني كه در دوره خود در اوج محبوبيت بودند و به اصطلاح «سكه به نامشان ضرب مي‌شد»، ولي حالا جز در نشريات خيلي تخصصي و يا حافظه‌هاي سالخورده نشاني از آنها نيست. در جامعه‌اي مثل ايران كه شرايط هر دم متغير و پيچيده‌اي بر آن حاكم است، تعيين اين نسبتها و پيش‌بيني ماندگاري نغمه و كلام و صداها، امري است شايد تقريباً غير عملي و با ضريب اطمينان نه چندان قوي. مثالها كم نيستند، از آن آقاي محترم و مسن‌ّ كه با دو دانگ صداي گرمش، تهران سالهاي 1330 را پر كرده بود و زنده‌ياد دكتر حسين عمومي مي‌گفت وقتي به اصفهان سفر كرد، از برنامه استاد تاج اصفهاني آن‌قدر استقبال نشد كه از برنامة او... ولي ده سال بعد، كسي ديگر او را نمي‌شناخت و تنها نوار او كه چند سال پيش منتشر شد، رواجي و طرفداري نيافت. نقطه مقابل او، شادروان غلامحسين بنان است كه در دوره خود، خواننده مخصوص محافل آريستوكرات قديمي و جزء هنرمندان نه‌چندان محبوب برنامه‌هاي موسيقي راديو بود. اما اعتبار و شهرت ماندگار او، درست بعد از انقلاب، بعد از دوازده سال كناره‌گيري مطلق از فعاليت موسيقي (1345ـ1364) و در هفت، هشت سال آخر زندگي‌اش، دست داد. شهرت و اعتباري كه حالا هم از سكه نيفتاده و استاد بنان شايد تصور آن را هم نمي‌كرد. درحالي‌كه نشريات سالهاي 1330 ـ 1340 واقعيات ديگري را گواهي مي‌دهند.
فرصت اين نيست كه به بررسي علل و عوامل ماندگاري و عدم ماندگاري افراد و آثار بپردازيم. همين‌قدر فرض مي‌گيريم كه بازسازي آثاري كه متعلق به دوره‌اي ديگر هستند و با صداي خواننده‌هايي مشخص و با صداي اركسترهايي مشخص‌تر در ذهن و حافظه باقي مانده‌اند، كاري است سهل و ممتنع، سهل است به خاطر اينكه نغمه و كلام مهي‍ّاست، امتحان خود را بين مردم پس داده و به دلها نشسته، و سوار شدن بر همان تداعيهاي نيرومند و خاطره‌انگيزيها هم شايد ضامن فروش نوار باشد. ممتنع است، به خاطر اينكه تجربه نشان داده هميشه هم نمي‌توان به نيرومندي تداعيها و خاطرات مردم و بهره‌گيري از احساسات نوستالژيك اعتماد كرد، ممكن است مردم اصلاً اين بازسازي را نپسندند و همان صداي مخدوش نوارهاي قديمي را ترجيح بدهند؛ و پروژه آقايان سرمايه‌گذار و هنرمند با شكست مواجه شود.
به نظر نويسنده اين يادداشت، دو عامل اصلي مي‌تواند تا حدي ضامن توفيق پروژه‌هاي بازسازي آثار قديمي در رويارويي با سليقه‌هاي مشكل‌پسند امروزي باشد: 1ـ كمال و پختگي فني در تنظيم اجراي مجدد اثر (با اركستر) به نحوي كه صدايي دلنشين از اركستر برآورد. 2ـ توانايي و صميميت واقعي خواننده جديد آن اثر قديمي؛ با شنوندگانش. روشن است كه دستيابي به چنين شرايط مطلوبي، آسان نيست و تنها زير نظر مديريتي هنرشناس كه مخاطرات كار را خوب بشناسد و آن را با انتخاب افراد كاردان به درستي راهبري كند، مي‌تواند به توفيق نزديك شود. به نظر نگارنده، نوار «به دنبال دل» نمونه‌اي موفق و مثال‌زدني از اين‌گونه پروژه‌هاست.
نوار، گلچيني از ملوديهاي نغز استاد علي تجويدي، نواساز و نوازنده پيش‌كسوت موسيقي پنجاه سال گذشته ماست، همراه كلام پرمغز استاد رحيم معيني كرمانشاهي (تنها يكي از قطعات: ديدي كه رسوا شد دلم... با كلام زنده‌ياد رهي معيري است)؛ ترانه‌هايي كه تكه‌تكه خاطره‌هاي از ياد نرفتني دوستداران موسيقي ايراني در نيم قرن اخير را ساخته‌اند و هر كدام، بار عاطفي نيرومندي دارند كه بعد از سالها، هنوز هم از نفوذ و شيوايي آن كم نشده است، ساخته‌هاي استاد تجويدي بيش از هر هنرمند ديگري در ده سال گذشته هدف بازسازي و اجراي مجدد بوده و اتفاقاً خواننده اكثر آنها نيز عليرضا افتخاري بوده است. نوار پرفروش «ياد استاد» كه در سال 1376 منتشر شد، به خاطر شرايط خاص آن زمان و سر و صداي مطبوعاتي فراواني كه پيش آورد، سرآغازي شد براي اينكه مشتاقان بازسازي ملوديهاي دلنشين قديمي، به هوس بيفتند كه از پشتوانه نيرومند آن ملوديها؛ و توانايي كم‌مانند افتخاري در خواندن هر نوع شيوه در آواز ايراني استفاده ببرند و در اين زمينه، براي اهدافي بيشتر تجاري و كمتر هنري، سرمايه‌گذاري كنند. تجربه‌هايي كه به راحتي مي‌توان بيشترشان را به فراموشي سپرد. بيشتر آن آثار از نظر تنظيم و اجرا ضعيف هستند. تمرين كافي آن اجراها حس نمي‌شود، كم‌عمق‌ترين اجراها از نوازندگان در استوديو، كافي (براي انتخاب و تبديل شدن به نوار كاست) تشخيص داده شده است. صداهاي زير ملودي اصلي، بافت محكم و پيوند دروني با خط ملودي ندارند و بسياري لحظات، انگار ملودي به يك سو مي‌رود و هارمونيها به يك سوي ديگر، صداي سازهاي آرشه‌اي و سازهاي مضرابي هماهنگ و خوش‌خوان نيستند. اركستر و صداي خواننده داد و قال و سر و صدا مي‌كنند، و شنيدنشان براي شنوندگان حساس، آزاردهنده است. به تنوع لحن در صداي انسان و استفاده‌هايي كه از خواننده‌اي كم‌نظير مثل عليرضا افتخاري مي‌توان كرد، اصلاً توجهي نداشته‌اند.
«ترانه»هاي از ياد نرفتني علي تجويدي (و همكاران شاعرش، زنده‌ياد نواب صفا، ترقي و معيني كرمانشاهي) را غالباً با اركسترهايي شنيده‌ايم كه در شرايط حاكم بر موسيقي چهل تا پنجاه سال پيش، امكان اجرا و ضبط داشته است. فن صدابرداري در آن روزگار به حد امروز نبود و از اين بابت، موسيقي امروز كيفيت بهتري دارد. در عوض، حس و حال روان و گرمي كه در اجراهاي آن روزگار شنيده مي‌شود، در ضبطهاي امروزي كمياب است. از اين گذشته، بسياري از اين آثار در فرصتهاي محدودي ساخته شده است كه آهنگساز شاغل در راديو، براي ساخت، تنظيم، نت‌نويسي، تمرين و اجرا و ارائه به شورا در اختيار داشته است. از اين‌رو، مي‌توان بسياري از آنها را اجراي مطلوب ندانست و شخص استاد تجويدي هم در گفت‌وگوهاي متعددي كه با نگارنده و ديگران انجام داده‌اند؛ از آن اجراها و ضبطها ناراضي بوده و آرزو كرده‌اند كه آثارشان با اركستر مجهز و صداي مطلوب و كيفيت مورد نظر ايشان ضبط شود. آرزويي كه هنوز هم به انجام نرسيده است. بيشتر آن آثار با صداي خانمهاي خواننده‌اي است كه تقريباً تمام آنها، بعد از دوره همكاري با استاد تجويدي، به فضايي جذب شدند كه يادآوري‌شان اسباب ناراحتي و دلزدگي استاد است. اگر خوانندگان اين قطعات، و ديگر ساخته‌هاي زيباي تجويدي در سالهاي بعد از 1340، از خانمها بوده‌اند (بر خلاف دهه پيش از آن، كه صداي گرم و پخته بنان و قوامي اجراي اين نغمه‌ها را تعهد مي‌كرد)، بيشتر يك ضرورت رسانه‌اي و حرفه‌اي بوده، نه يك ضرورت هنري. واقعيت نه‌چندان خوشايندي است كه شايد چندان موافق طبع بعضي افراد نيايد، ولي عقيده نگارنده همين است. در بسياري از ضبطهاي اوليه آثار قديمي و به‌خصوص ساخته‌هاي استاد تجويدي، صداي خوانندگان زن، يكنواخت، تصنعي، بي‌انعطاف و فاقد ادراك لازم براي نماياندن زير و بمهاي عاطفي نغمه و كلام است و از عمق و جد‌ّيت به زحمت و به ندرت در آنها مي‌توان نشاني يافت، و اگر اتفاقي تأثيرگذار در صدا و بيان آنها افتاده، صرفاً محدود به بعضي لحظات، مقطعي و گذرا و بدون ارتباط با كلي‍ّت اثر بوده است. قطعات همين نوار «به دنبال دل» را با ضبطهاي قديمي را هم شنيده‌ايم. حتي اگر مشكلات مربوط به زمان‌بندي اداري براي تحويل و تصويب كلام و آهنگ و تمرين با خواننده‌هايي اكثراً نه‌چندان بااستعداد و فرصت اندك براي تمرين بيشتر، و تكنيك ابتدايي ضبط و صدابرداري را هم در نظر بگيريد، باز هم، آن اجراها، به نظر مشكل‌پسند امروزي، پراشكال هستند. اشكالاتي كه مسلماً متوجه كيفيت نغمه استاد تجويدي و كلام استادان سخن‌شناس نيست، آنچه بيش از اينها آزاردهنده است، كشدار بودن لحن خانمهاي «خوش‌صدا» و فقدان ديناميسم لازم براي تأثيرگذاري عاطفي است كه در صداي خانمهاي خواننده بسيار كمتر از آقايان خواننده شنيده مي‌شود. به‌عنوان نمونه، كافي است اجراهاي بنان و مرضيه از «من بي‌دل ساقي» و «كاروان» (ساخته‌هاي جاودان ياد استاد مرتضي محجوبي) شنيده شود تا اختلاف دو اجرا و دو طرز بيان در يك زمان واحد و با يك اركستر واحد، عيان شود.
با اين مقدمة طولاني است كه مي‌توان گفت، نوار «به دنبال دل»، بازسازي‌اي بهتر از اجراهاي اوليه و قديمي است، به‌خصوص در قطعاتي مثل «به دنبال دل»، «رفتم كه رفتم»، انگار اين قطعات، خواننده حقيقي، خود را پيدا كرده‌اند. صداي انحصاري عليرضا افتخاري، ماندگارترين نام در موسيقي آوازي سالهاي بعد از انقلاب، با تواناييها و انعطاف و ادراك روشهاي مختلف بيان و القاي عاطفي بي‌نظيري كه دارد، به درستي حال و هواي متين نغمه‌هاي تجويدي و كلام معيني كرمانشاهي را فهميده و بيان كرده است. او در اين نوار متفاوت از نوارهاي قبلي خود خوانده است. افتخاري، هنر ـ پيشه‌اي پراستعداد است كه قابليت اجراي هر نقشي را در دنياي آواز ايراني دارد. از رديف‌خواني در مكتب اصفهان تا ترانه‌هاي مردمي تهران چهل سال پيش؛ حالتهاي صداي افتخاري در اين نوار، گوياي فهم او از كاراكتر موسيقي‌اي است كه بازخواني و اجرا مي‌كند و اين كيفيت، بيشتر با شنيدن قابل توضيح است تا با نوشتن و حرف زدن درباره آن. به‌عنوان نمونه، مقدمه «سنگ خارا» به ابتكار تنظيم‌كننده آن، در فضايي خالي از ساز و اركستر، تنها با صداي خواننده شروع مي‌شود و اين تكه كه شايد كمتر از يك دقيقه است، در حد خود، نشان‌دهندة خصوصياتي است كه براي توصيف توانايي اجراي عليرضا افتخاري گفته شد. در اين نوار، خواننده و اركستر در تعادل هستند. خواننده بيهوده صدا را بلند نمي‌كند و از «زنانه‌خواني» نيز دور مي‌شود، اركستر سر و صدا و هلهله نمي‌كند و در يك مجموعة صوتي ظريف و خوش‌نوا، زيباييهاي ملودي را نشان مي‌دهد. سازهاي زهي سليس و خوش‌صدا نوشته شده‌اند و اركستر مزاحم صداي خواننده نيست. «مكان طلايي» صداي افتخاري در نظر گرفته شده است ـ سازهاي ايراني و غير ايراني در تركيب و همنشيني‌اي بسيار آشنا و آكنده از روحيه ايراني، و با يادآوري‌اي متعادل از صدا، حال و هواي اركسترهاي قديمي، عمل مي‌كند. از پيانو (با اجراي سامان احتشامي)، سازي كه در موسيقي عصر تجويدي نقش اساسي و پايه‌اي داشت، استفاده‌اي ظريف و به‌اندازه شده است. صداي سنتور و ترمولوهاي غالباً ناخوشايندي كه بي‌ربط با اين نوع موسيقي و حال و هواي آن است، در اين نوار شنيده نمي‌شود. هنر تك‌نوازي ويولن هنرمند فقيد، زنده‌ياد مجتبي ميرزاده ـ كه احتمالاً در اين نوار نقشي به ياد ماندني داشته است ـ به لطف و جذابيت اثر مي‌افزايد.
تنظيمهاي بهزاد خدارحمي از اين قطعات از بهترين تنظيمهايي است كه در بازسازي اين‌گونه آثار شنيده‌ايم. در تنظيمهاي او، صداي اركستر نه يونيسون است و نه گرفتار فشار هارموني تحميلي و سردي كه در بعضي تنظيمها از آثار قديمي مي‌شنويم. خدارحمي كاراكتر واقعي اين نوع موسيقي را به‌خوبي حس كرده و امكانات صداي خواننده و اركستر را مي‌شناسد.
در يادداشتي كه به قلم منوچهر آزادي، تهيه‌كننده و سرمايه‌گذار اين نوار نوشته شده، مي‌خوانيم كه تهيه آلبومهاي ديگري با اين انديشه و چنين طرز كاري در برنامه‌هاي مؤسسه فرهنگي ـ هنري ني‌داوود است. اگر نتيجه كار در آلبومهاي بعدي هم به همين اندازه مطلوب باشد، با شوق مي‌توان از تاريخ‌ِ انتشار مجموعه‌هاي بعدي سؤال كرد.

:: از همین آلبوم دانلود کنید :

 به دنبال دل
 رفتم که رفتم
 نگرانم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 3:2  توسط علیرضا  | 

جوايز "گرمي" چهارشنبه اعطا ميشود

جوايز "گرمي" چهارشنبه اعطا ميشود
اساتيد موسيقي ايراني دراسکار موسيقي
محمدرضا شجريان، حسين عليزاده ، همايون شجريان و كيهان كلهر

جوايز چهل و هشتمين دوره "گرمي" كه به اسكار دنياي موسيقي معروف است روز چهارشنبه در لس آنجلس به برندگان اين جوايز اعطاء خواهد شد.
به گزارش ايسنا خبرگزاري فرانسه گزارش داده كه در اين مراسم غيرقابل پيش بيني ، برترين‌هاي دنياي موسيقي آمريكا و موسيقي لاتين معرفي خواهند شد. چهل و هشتمين دوره " گرمي" پيش از اين نامزدهاي خود را براي دريافت اين جايزه ي معتبر اعلام كرده بود .

در اين ليست نام آلبوم فرياد در بخش موسيقي‌هاي سنتي جهان ( همراه آواز ) در كنار چهار نامزد ديگر به چشم مي‌خورد .
آلبوم فرياد شامل اشعاري از حافظ ، سعدي ، اخوان ثالث و شفيعي كدكني مي‌باشد و محمدرضا شجريان ، حسين عليزاده ، همايون شجريان و كيهان كلهر در آن به اجرا پرداخته‌اند . اين آلبوم محصول سال ‌2003 مي‌باشد و شركت دل‌آواز آن را منتشر كرده است.

چند سال پيش نيز آلبوم "بي تو به سر نمي‌شود"، از اساتيد موسيقي ايراني نامزد دريافت جايزه ارزشمند "گرمي شد.

جايزه گرمي، که آکادمى ملى هنرها و صنايع ضبط موسيقي آمريکا هر ساله به تازه‌هاى جهان موسيقى و هنرمندان و فن آوران برگزيده اين رشته هنري، اهدا مى‌کند، از مهمترين جوايز موسيقى در آمريکاست. به علاوه آلبوم كلهر در سال ‌2002 به همراه نوازنده هندي سيتار "شجاعت حسين خان" به نام "باران" آن سال نامزد جايزه گرمي شد.
محمد رضا شجريان درهنگام نامزدي جايزه گرمي در گفتگويى با بى بى سى از انتخاب اين دو قطعه ابراز خوشوقتى کرده و گفته بود اگر متخصصان موسيقى جهان با کار هنرمندان ايرانى آشنا مى‌شدند، سال‌ها پيش از اين بايد آنها را نامزد جوايز بين‌المللى مى‌کردند.

به گفته او اين موسيقى هميشه حرفى براى گفتن در عرصه ي جهانى داشته است، اما نبود مديريت درست براى ارائه آن باعث عدم توجه کارشناسان شده است .
اين مراسم سه ساعته از تلويزيون براي مردم سراسر آمريكا توسط شبكه ي سي بي‌اس پخش مي‌شود تنها محدود به دست اندركاران موسيقي نمي‌شود بلكه هنرمنداني چون "تام هنكس" نيز حضور خواهند داشت . دريكي از بخش‌هاي مختلف اين جايزه از جمله يكي ازسناتورهاي دموكرات و "شان پن" بازيگر و كارگردان سينماي آمريكا باهم رقابت مي‌كنند.
جوايز گرمي در بيش از صد بخش از جمله موسيقي كلاسيك، راك، رپ و موسيقي لاتين توسط "آكادمي ملي هنرها وعلوم ضبط موسيقي" اعطاء مي‌شود.

منبع : ایسنـــا


 آواز بیات کرد - به همراهی کمانچه کیهان کلهر
شعر از : عطار نیشابوری

 

ره   ميخانه   و   مسجد  کدام  است

 

 

که  هر دو بر من مسکين حرام است

 

نه   در  مسجد  گذارندم که رند است

 

 

 

نه  در  ميخانه  کين  خمار خام است

 

 

***

 

ميان  مسجد  و  ميخانه  راهى است

 

 

 

بجوئيد  اى  عزيزان  کين کدام است

 

به  ميخانه  امامى  مست خفته است

 

 

 

نمي  دانم  که آن بت را چه نام است

 

 

***

 

مرا   کعبه   خرابات   است   امروز

 

 

 

حريفم   قاضى  و  ساقى  امام  است

 

برو   عطار   کو   خود  مي  شناسد

 

 

 

که سرور کيست سرگردان کدام است

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 0:39  توسط علیرضا  | 

موسیقی در محرم ...

با فرارسیدن ماه محرم و ایام سوگواری امام حسین (ع) ، با انتخاب موسیقی مناسب میتوان حال و هوای خاصی به این ایام بخشید .

سعی میکنم تا پایان ایام سوگواری با موسیقی مناسب با این ایام در خدمت دوستان باشم . برای امروز دو آواز شنیدنی انتخاب شده که امیدوارم از شنیدن این دو آواز لذت ببرید.

  آواز نوا 
با صدای استاد محمدرضا شجریان
نی : استاد محمد موسوی (با تشکر از دوستانی که متذکر شدند)

----------------

بگذار تا مقابل روي تو بگذريم
دزديده در شمايل خوب تو بنگريم
شوق است در جدايي و جور است در نظر
هم جور به كه طاقت شوقت نياوريم
روي ار به روي ما نكني حكم از آن تست
بازآ كه روي در قدمانت بگستريم
ما را سري است با تو كه گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سريم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توايم و با تو نه‏ايم اينت بوالعجب
در حلقه‏ايم با تو و چون حلقه بر دريم
نه بوی مهر می​شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان شكايت برند به دوستان
چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم؟
ما خود نمی​رویم دوان در قفای کس
آن می​برد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده​اند که ما صید لاغریم


---------------------------------

 آواز دریغا (دشتی)
با صدای علیرضا افتخاری
نی : استاد محمد موسوی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 0:22  توسط علیرضا  | 

زنده یاد ایرج بسطامی

« ایرج بسطامی آذر »

در گوشه و كنار مملكت . مرواريدهاي درشت و درخشاني وجود دارند كه در پوسته سخت و استخواني صدف ها پيچيده شده اند و كسي از آن  ها خبر ندارد  يا در صدد كشف و صيد آنان نيست . يكي از اين مرواريد هاي گرانبها . ايرج بسطامي است كه توسط هنرمند ارجمند و با ارزش پرويز مشكاتيان صيد و پس از زدودن زنگال . مي رود كه در جايگاه رفيع هنر و بلنداي موسيقي اصيل و سنتي ايران جاي گيرد . البته اگر همكاري اين عزيزان و گروه پر ارج عارف ادامه يابد كه اميدواريم همچنان ادامه يابد  و شاهد آثار با ارزش و بزرگ ايشان باشيم . ايرج بسطامي با صداي رسا و باز و بسيار گرمي كه دارد يك شبه ره صد ساله را پيموده و خودش در اين باره مي گويد :

(( موسيقي در خانواده من ريشه اي عميق دارد و غير از صداي خوش كه موروثي است . پدرم با موسيقي آشنايي تام دارد و مرحوم يداله بسطامي عمويم به رديف ها و گوشه ها و مقام هاي موسيقي ايران آشنايي و مهارت كافي داشت و او كه مشوق من در موسيقي و فراگيري آن بود و هر چه در اول . من از موسيقي ايران اندوخته ام از ايشان بوده و خود را مديون وي مي دانم . ولي متاسفانه او در اوائل انقلاب فوت شد ( سال 1357) و از اين واقعه تاسف بار بي اندازه دلتنگ و ملول گرديدم و براي اين كه بتوانم در روحيه خود تغييراتي بدهم به تهران آمدم و در اين شهر بود كه با خيلي از استادان موسيقي و تعليم آواز آشنا شدم كه در راس ايشان . هنرمند شايسته و ارجمند پرويز مشكاتيان بود . ايشان با دلسوزي و عطوفت ومهرباني بسيار اجازه داد كه از منبع فياض و الهام بخش و سرشار از ذوق و هنرشان كسب فيض نمايم و هم اكنون هم با گروه عارف كه به سرپرستي و رهبري اين هنرمند والا . اداره مي شود , افتخار همكاري دارم )) .

ايرج بسطامي آذر , در سال 1336 در شهرستان بم ( از توابع كرمان ) شهري در حاشيه كوير در خانواده اي هنردوست و هنرپرور متولد و پرورش يافت و از هشت سالگي زير نظر عموي هنرمند خويش يداله بسطامي كه در نواختن تار چيره دست بود با موسيقي آشنا و فراگيري آن را آغاز كرد و پس از فوت عموي خود به تهران آمد و مدت ها رديف هاي استادعبداله خان دوامي وسيد حسين طاهرزاده  را كاركرد و آموخت , سپس نزد هنرمند شايسته و ارجمند محمدرضا شجريان رفت و مدت 5 سال از محضر و راهنمايي وي بسيار بهره گرفت و خيلي نياموخته ها در آواز را آموخت و مدتي نيز به خدمت شادروان غلامحسين بنان در آمد و از مصاحبت او ارشاد مي شد .

ايرج بسطامي , از سال 1353 همكاري خود را با تلويزيون كرمان آغاز كرد و چند آهنگ از ساخته هاي عموي خود را اجرا كرد كه بسيار مورد توجه و با استقبال مواجه گشت .

وي معتقد است (( علم و تكنيك به خصوص هنر . هديه اي است براي بشر كه در طول تاريخ تكوين يافته و به اوج رسيده است . بنابراين ذكر نام استاداني كه تحت نظر آنان تعليم گرفته , تضييع حقوق سايرين است و آنچه امروز در موسيقي ايران موجود است از نكيسا و باربد و رامتين گرفته تا آن نوازنده و موسيقيدانان گمنام دور افتاده روستايي مجموعا تلاش همگي آنهاست كه موسيقي ايران را ساخته اند , منتها هر كدام در جاي و مكان خود خدمت كرده اند و او خود را مديون همه مي داند , او نوازندگان و خوانندگان گمنام صحراها دشت ها و روستاها را كه حامل انتقال سينه به سينه موسيقي ايران بوده اند , در تكامل خود , داراي همان نقشي مي داند كه استاد مستقيم و بلاواسطه معلم وي داشته , لذا خود را مديون همه موسيقيدانان و هنرمندان اين هنر مي داند )).

ايرج بسطامي آذر , از صدايي با سوز و هيجان , احساس و اوج و فرود , تكنيك و بيان صحيح شعر و تحرير ها بهره مند و با كمك و همكاري گروه عارف مي رود كه يكي از بهترينهاي آواز موسيقي اصيل و سنتي ايران شود و اولين نواري كه از وي ضبط شد (( افشاري مركب )) بود كه در روي سن تالار
وحدت (رودكي) اجرا گرديده است . ديگر نواري در دستگاه (( شور )) واجراي آهنگ خوب و جالب ((موسم گل)) كه به سرپرستي هنرمند ارجمند محمدرضا درويشي با اركستر بزرگ مجلسي اجرا شد.

وي با همكاري گروه عارف ، غير از پرويز مشكاتيان كه رهبري اركستر را به عهده دارد ، اردشير كامكار (( كمانچه)) ، بيژن كامكار (( دف و ضرب و رباب )) ،كيوان ساكت (( تار )) ، كوروش بابايي (( كمانچه ))، محمد علي كياني نژاد (( ني )) ،سيامك نعمت ناصر (( تار )) ،محمد فيروزي (( عود )) ، پيروزي نيا (( عود )) ، بهرام ساعد (( تار و تار باس ))، حميد متبسم (( تار )) ، تا كنون كنسرت اي فراواني جهت هرچه بيشتر شناساندن موسيقي سنتي ايران ، به مناسبت جشنها و اعياد مذهبي و ملي در سراسر كشور و در خارج از كشور، در ممالك : فرانسه ، آلمان ، آمريكا ، كانادا ،انگلستان ، سوئد و دانمارك بر پا گرديده شركت داشته است .

پی نوشت : این مطلب پیش از فوت مرحوم بسطامی به رشته تحریر در آمده (منبع : ایران ملودی)


 ترانه معروف گلپونه ها با صدای مرحوم ایرج بسطامی
آهنگساز : حسین پرنیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 13:44  توسط علیرضا  | 

استاد محمدرضا لطفی

 

محمد رضا لطفي ، در پايان ششمين دهه عمرش ، بار ديگر آمده است تا به گفته خود ، بنايي تازه را براي موسيقي سنتي ايران پايه ريزي كند . سه دهه قبل ، گروهي از شاگردان مركز حفظ و اشاعه ، دور وي و هوشنگ ابتهاج (الف. سايه) گرد آمدند تا خوني تازه در رگ وپي موسيقي سنتي جاري سازند . چاووش و سرودها و تصانيف جاودانه اي كه اين روزها و به مناسبت بيست و هفتمين سالگرد انقلاب مي شنويمشان محصول آن تلاشها بود . از آن جمعيت همه پراكنده شدند ، عليزاده در سالهاي پاياني دهه ۶۰ و اوايل دهه هفتاد گروهي را گرد آورد و مدتي هم مدير عاملي خانه موسيقي را در سالهاي پاياني دهه هفتاد پذيرفت ، اما در نهايت به اين جمع بندي رسيد كه گروهي كوچك و جمع و جور را شكل دهد و كارهاي جمعي را به ديگران بسپارد . شجريان نيز به جمع بندي همانند عليزاده رسيد و سعي كرد بيش از آنكه در پي دگر گون كردن دنيا ي موسيقي باشد ، به فكر اجراي كنسرتها و ساخت و تكميل باغ هنر بم باشد . مشكاتيان هم كه در ميان اين جمع سخت سر تر از بقيه بود ، پس از يك دهه تنها توانست يكبار گروه عارف را گرد آورد تا تكرار خاطره اي باشد براي نسلهاي امروزين ، اگر چه تحولات پرشتاب زمانه وتوقعات گروه چنان بود كه ماجراي اختلافات به خبرگزاري ها هم كشيده شد .
لطفي ، اما دراين ميانه سخت سر تر از ديگران نشان مي دهد و آدمي را به ياد پيرمرد سوزن كاري مي اندازد كه با سوهاني د ردست در پي ساختن سوزني از ميله اي بزرگ بود و خلق بر وي سخره مي گرفتند كه كار عبث نكن كه اين ميله سوزن نخواهد شد . اما پير مرد پاسخ داد من شروع كرده ام نوه هايم اين سوزن را خواهند ساخت .


* وقتي اواسط دهه ۷۰ به ايران آمديد و كلاس هايي را برگزار كرديد، بسياري گمان مي كردند كه شما در اينجا مي مانيد و برنامه اي درازمدت براي ماندن داريد، اما يك باره مهاجرت كرديد تا به امروز، چرا؟
- من به ضرورت مهاجرت كردم؛ اين طور نبوده كه خودم بخواهم از اين كشور بروم. همچنان كه مي دانيد مهاجرت يعني فردي آگاهانه كشوري را ترك كند، اما رفتن من از ايران آگاهانه نبود، بلكه حوادثي اين رفتن را سبب شد. به همين دليل در طول اين مدت، هيچ گاه خود را مهاجر فرض نكردم و در اين فاصله فعاليت هاي موسيقي ايراني را دنبال مي كردم.
* آقاي لطفي من از حدود ۱۰ سال قبل صحبت مي كنم، نه سال هاي ابتدايي دهه ۶۰ كه شما مجبور به رفتن از اين كشور شديد؟
- وقتي كه ۱۰ سال پيش به ايران آمدم، تصميم گرفته بودم فعاليت مجددي را در ايران شروع كنم، اما نشد.
* چرا؟
- چون در دوره اي كه من به ايران آمدم، فضاي موسيقي و برخي دست اندركاران فرهنگ مشكلاتي داشتند؛ مشكلات با همكاران، دست اندركاران هنري، انتشارات و... .
با توجه به اين مشكلات فعاليت زيادي انجام داديم. آن روزها خواهرم در قيد حيات بود و ما مكتب خانه ميرزاعبدالله را به راه انداختيم. براي ما چه مشكلاتي به وجود آمد و چه اتفاقاتي افتاد كه مكتب خانه را بستند، بماند. هيچ كس به ما جواب نداد كه چرا بستند.
* خود شما در اين زمينه چه فكر مي كنيد؟
- ذهنيت خاصي ندارم، چون وزارت ارشاد هم به ما جواب دقيقي نداد. در هر صورت بسته شدن مكتب خانه ميرزا عبدالله مرا متعجب كرد و به اين نتيجه رسيدم كه بستر فعاليت هاي من در ايران فراهم نشده و دوباره به خارج رفتم و ۴ سال به ايران نيامدم. پس از مدتي اين مكتب خانه باز شد و به خواهرم اجازه فعاليت دادند و او كار خود را شروع كرد. آواي شيدا هم همزمان كار خود را شروع كرد. از آن به بعد مكتب خانه و آواي شيدا، هم در آموزش و هم در توليد فعاليت خود را آغاز كردند، اما در نهايت كارها پيش نرفت و من خود مؤسسه آواي شيدا را تعطيل كردم و دليل اين تعطيلي اين بود كه مي ديدم بازده كار مؤسسه با ميزان انرژي اي كه من صرف آن مي كنم ،همخواني ندارد،تا ۱۳ ماه پيش كه تصميم گرفتم دوباره فعاليت در مؤسسه آواي شيدا را آغاز كنم و از دو نفر از دوستانم استفاده كردم و در اين مدت ۴ بار به ايران رفت و آمد داشتم تا هم ناظر كار مؤسسه باشم و هم كارها را به جايي برسانم كه زمينه ماندن من فراهم شود و بتوانم فعاليت كرده و به موسيقي كمك كنم و آن را حركت بدهم. اگر اين اتفاق نيفتد، به اين جمع بندي مي رسم كه به عنوان يك شهروند هنرمند نمي توانم فعاليت هاي موسيقايي و فرهنگي خود را تداوم دهم و بهتر است اين بار آگاهانه مهاجرت و كارهاي خود را در عرصه بين المللي دنبال كنم و گاهي در ايران هم CD يا نواري ارائه دهم.
* يعني شما شرايط كنوني را فراهم تر از ۱۰ سال گذشته مي بينيد؟
- خوشبختانه اين بار كارها سريع تر پيش مي رود. حسن نيت مسئولان بيشتر شده و فضا براي كارهاي من بازتر است و در يك لغت اين بار من اميدوارتر هستم و اميدوارم بتوانم مجموعه كارهايي چون توليد موسيقي، هنرستان موسيقي، كارگاه سازسازي، بخش انتشارات و نشر بولتن خبري و يك واحد تحقيق و پژوهش را راه اندازي كرده و از جواناني كه در رشته موسيقي تحصيل كرده اند، بخواهم تا در زمينه موسيقي پژوهش هايي انجام دهند و زيرنظر چند محقق برجسته كار كنند. ما به چنين تيمي در بخش نظري موسيقي هم نيازمند هستيم.
پس از ساماندهي اين كارها بايد ببينيم كار چگونه پيش مي رود. نظر خود من كار در مجموعه اي است كه آن مجموعه خود بتواند درآمد را تأمين و براي خود مجموعه صرف كند.


* مي خواستم بپرسم كه اين ابراز اميدواري شما يك خبر است (يعني يكي از مشاوران يا نزديكان دولت به شما قولي داده كه كارهايتان را روبه راه كنند) يا تحليل شما از اوضاع است؟
- تحليل است .
* در اين گسستي كه بين اين دوره و دوره قبل ايجاد شد، چند كار از شما در داخل كشور منتشر شد. اين كارها نشان مي دهد كه شما همچنان مصريد براي حفظ ساختار كلاسيك موسيقي سنتي ايراني ؛مانند آن كار دوكاسته (يادواره مرحوم برومند) كه در سالهاي مياني دهه هفتاد انتشار داديد. آيا ضرورتي وجود دارد كه اين همه انرژي براي گروه نوازي كارهايي صرف شود كه پيش از اين بارها توسط ديگران و حتي خود شما بازنوازي و اجرا شده بود؟
- هر مملكتي در دنيا يك زبان، ادبيات و موسيقي رسمي دارد. ايران هم مانند كشورهاي مصر، هند، تركيه و كشورهاي غربي موسيقي كلاسيك كه موسيقي تاريخي ما است را داراست. اين موسيقي نسل به نسل به دست ما رسيده است. موسيقي رسمي بايد همواره خط حركت و پيشرفت خودش را طبق قوانين خودش داشته باشد.
افزوده هاي به اين بخش آرام و تدريجي است و تحول آن مانند موسيقي قرن ۱۶ ، ۱۷ و ۱۸ اروپا نيست،  بلكه مثل موسيقي هند است كه بيش از ۵ هزار سال قدمت دارد و مكتب خودش را ارائه و اجرا مي كند. اين نوع موسيقي ذره ذره قوانين خاص خود را دارد و در دنيا داراي ارزش زيادي است و به آن موسيقي رسمي مي گويند كه به مانند طناب تنومندي بايد پابرجا و برقرار باشد.
هم من و هم استادان من نمايندگي اين جريان را داشته اند. اين آن چيزي است كه به آن وفادارم و مي خواهم جايگاه خود را از دست ندهد. به موازات اين موسيقي ها، موسيقي اي وجود دارد كه نوتر اجرا مي شود. براي اجراي نو به ساماندهي و برنامه ريزي براي دستيابي به تكنيك هايي كه آن ارزش را در درون خود دارد، نيازمنديم .آثاري كه با نگاهي بازتر نوشته و اجرا شده اند. مانند كارهاي ما در چاووش و يا كار حصار آقاي عليزاده كه جان مايه اين كارها آن طناب اصلي است كه بايد هميشه باشد و با استفاده از آن آهنگساز كار جديدي را ارائه مي دهد و مردم به خاطر اصالتي كه در آن وجود دارد، كار را دوست دارند.
نحله ديگري كه باز به موازات همين موسيقي اصيل پديد آمد و رشد پيدا كرد، نحله اي بود كه مرحوم وزيري نماينده آن بود. اين نحله تحت تحولات مدرن گرايي بعد از قرن ۱۹ شكل گرفت و بر اساس آن مرحوم وزيري سعي كرد سيستم خود را با توجه به برآيند نيروها و مسايل قومي- ملي مانند اروپايي ها درست كند كه تا وقتي وزيري حضور داشت قوي تر بود، با حضور خالقي، ايراني تر شد و بعد شد اركستر گل ها كه كارهاي مرحوم بنان و رهي معيري، مرتضي محجوبي و... در آن نقش داشتند. آن هم خط تاريخي ماست كه هنوز هم حداقل در دوره آقاي خاتمي اين خط سوم نسبت به دو خط قبلي پررنگ تر شد. در طرف ديگر اين فعاليت ها، موسيقي بين المللي و اركستر سمفونيك قرار دارد كه قبل از سال ۱۳۳۲ به وجود آمده است كه ته مايه آن هنوز موجود است. البته بسياري از علاقه مندان اين گونه موسيقايي سعي دارند كه كيفيت اين اركستر را بالا ببرند تا پرچمي براي موسيقي كلاسيك غربي هم وجود داشته باشد و بتوانند در اين گونه هم نسبت به كشورهاي ديگر حرفي براي گفتن داشته باشند. همچنانكه ما مخاطباني را سراغ داريم كه دوست دارند موسيقي غرب و رمان غرب را هم بشناسند.
نوع ديگري از موسيقي كه در ايران وجود دارد موسيقي تفنني و سرگرم كننده است؛

....

ادامه مطلب در سایت روزنامه ی همشهری

قسمت دوم مصاحبه را از اینجـــا بخوانید


گزارشي از انتشار مجدد دور دوم آثار محمد رضا لطفي
... و عشق همچنان زنده است

تهران- خبرگزاري كار ايران

اولين واكنش من بعد از شنيدن موسيقي محمد رضا لطفي حيرت بود موسيقي وي متعلق به فرهنگي است كه چندين برابر كهن تر از تمدن اروپايي است.
وي اغلب با چندنت ساده شروع مي كند و همين طور كه مي نوازد راهي را باز مي كند كه نهايتا به اعتمادي مفرط در درون ما منتهي مي شود.
به گزارش خبرنگار گروه هنر ايلنا، اين مقدمه را يك غربي نوشته است كسي كه كمتر با فرهنگ و هنر ايران آشنايي دارد رابرت بلاي درباره موسيقي لطفي مي گويد: هنگام شنيدن موسيقي لطفي حسي كه به ما دست مي دهد ، ارادت است ، ارادتي كه به خشكي و بي احساسي راه نمي برد بلكه دلگرمي فوق بشري و پري وا به قلب زنده مي دهد.
چند هفته قبل از حضور مجدد محمد رضا لطفي در ايران و قوت گرفتن حضور دائمي او در ايران و ادامه فعاليت هاي موسيقايي اش ، موسسه آواي شيدا هفت اثر از آثار وي را كه پيش از اين در قالب كاست منتشر كرده بود را در قالب لوح فشرده به علاقمندان ‌‏آثار" محمد رضا لطفي" تقديم كرد.
بنابراين گزارش، آلبومهاي" جان جان" ،" سپيده" ،" به ياد عارف"،" قافله سالار" ،" گريه بيد" ،" رمز عشق" و" پرواز عشق" آثاري بودند كه سال ها پيش توسط اين موسسه و در قالب كاست منتشر شده بود ؛اما بعد از گذشت چندي به علت عدم حضور محمد رضا لطفي و عدم نظارت صحيح در چاپ و تكثير ، اين آثار ناياب شد و عده اي سود اگر از اين آب گل آلود ماهي گرفتند و با انتشار ناسالم و بي نظارت اين آثار ماندگار را به نفع خود مصادره كردند.
اما از چندي پيش و قبل از حضور لطفي در ايران موسسه آواي شيدا هشت اثر خود رادر قالب لوح فشرده منتشر كرد تا علاوه بر كوتاه شدن دست سوداگردان ما نيز شنواي اين آثار ، با كيفيتي بهتر باشيم و منتظر بمانيم آثار جديد اين هنرمند را به شكلي دلپذير خواهيم شنيد.
از ميان اين آثار ، چهار اثر مستقل او" گريه بيد" ،" رمز عشق"،" قافله سالار" و" پرواز عشق" هنگامي در بازار پخش شد كه لطفي در ايران حضور داشت و با علاقه مندانش در موسسه آواي شيدا ملاقات مي كرد.
اين چهار اثر علاوه بر مستقل بودن در دايره موسيقي بداهه تعريف مي شود و هر كدام داستان به مخصوص به خودش را دارد كه مي توان در كتابچه معرفي اثر از زبان لطفي شنيد.
" گريه بيد" در مخالف سه گاه و آواز بيات اصفهان با تار و سه تار آواز محمد رضا لطفي در سال 1995 در تئاتر شهر پاريس اجرا شده است.
لطفي درباره گريه بيد مي گويد : گريه بيد همان گونه كه از نامش پيدا است ، گريه مي كند و مجري آن از اين همه نارسايي نالان است او به دنبال آرمان انساني حيات مي شود و روح او نغمات را آن گونه كنار هم مي بافدكه اين پيام به مردم جهان داده شود.
"قافله سالار" تلاش ديگري از محمد رضا لطفي است كه با تمام دشواري هاي دستگاه نوا و دستگاه راست پنج گاه آن را ميان علاقه مندان موسيقي معرفي و نهادينه كند.
محمد رضا لطفي در كتابچه معرفي اين اثر علاوه بر شرحي بر دستگاه هاي نوا و راست پنج گانه و تاريخچه اجراهاي هنرمندان از اين دو دستگاه درباره قافله سالار مي گويد : قافله سالار اولين كاري است كه پس از چند ماه اقامت در شهر فلورانس ايتاليا در استوديو ضبط گرديد وتمامي آن بر پايه بداهه شكل گرفته است حال و هواي اين كار بوي دوري از وطن مي دهد و اشعار آن بر پايه اين فراغ انتخاب شده است.
اين آلبوم نيز مثل گريه بيد براساس بداهه شكل گرفته و تار و سه تار و آواز آن توسط محمد رضا لطفي اجرا شده است.
آلبوم "پرواز عشق" نيز يادواره استاد ناصر فرهنگ فر است در حقيقت اين آلبوم با اضافه شدن يك بخش يادي از هم نوازي هاي لطفي و فرهنگ فر و دوستي ميان اين دو هنرمند است.
لطفي درباره فرهنگ فر و درگذشت او نوشته است: خبر درگذشت نابهنگام دوست بسيار عزيزم ، ناصر فرهنگ فر مرا در ماتمي عميق فرو برد اگر چه ناصر عزيز از ميان ما رفت اما صداي درودآلود تنبك او با ريتم هاي ادواري متنوع و پيچيده در گوش ما طنين موزون و دلنشيني دارد ساز او تنها ريتم نبود موسيقي بود شرح كامل انتشار اين اثر و چگونگي آن را مي توانيد در كتابچه بخوانيد.
رمز عشق فعلا آخرين اثري است كه از سوي موسسه آواي شيدا به مديريت محمد رضا لطفي منتشر شده است.
اين اثر با تار محمد رضا لطفي و تنبك "محمد قوي حلم" دردستگاه ماهور و آوز دشتي قدمي ديگر در راه معرفي هنر به بداهه نوازي است.
لطفي درباره بداهه نوازي معتقد است هنر بداهه نوازي يعني اجرايي بر پايه حال دروني با توجه دانش موسيقي رديف شده دستگاهها
و تاكنون با اين نگرش در موسيقي ايراني گام برداشته و مژده داده است كه به زودي آثار از اين دست منتشر خواهد كرد.
 
 

 
 
 گلهای تازه - شماره ۱۴۷
با همکاری استاد شجریان و لطفی
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 22:17  توسط علیرضا  | 

استاد جلیل شهــــــناز

 
صدیقه شهناز،همسر جلیل شهناز، ضمن انتقاد شدید از پخش خبر درگذشت استاد که از برخی منابع خبری منتشر شده است از حال مساعد جلیل شهناز خبرداد .مهر،در پی انتشار شایعه درگذشت استاد جلیل شهنازکه از روز گذشته خبر آن به سرعت منتشر شد،همسر جلیل شهناز ،ضمن تقبیح اینگونه اعمال و انتقاد از منابع خبری که بدون اطمینان از صحت و سقم مطلب ، به انتشار آن مبادرت می کنند در گفت و گو با خبرنگار موسیقی مهر گفت: حال استاد بهتر از همیشه است و ما پس از اطمینان از بهبود نسبی او که بعد از دوهفته بستری شدن در بیمارستان پارس حاصل شد روزچهارشنبه ایشان را به منزل آوردیم .وی در ادامه افزود متاسفانه پس از انتشار این شایعه صدها نفر از نقاط دور و نزدیک با ما تماس گرفتند وما تاکنون نگذاشتیم این خبر کذب استاد را مکدر کند و به همین دلیل رادیو و تلویزیون را خاموش نگه داشته ایم!

وی افزود:ما فرزندان و همچنین بستگانی در خارج از کشور داریم که انتشار اینگونه شایعات موجبات ناراحتی و نگرانی آنها را در پی خواهد داشت.


منبع : مهر

 
در پی انتشار خبر کذب و بی اساسی که در خصوص استاد جلیل شهنازاز رادیو پخش شد، خانه موسیقی با ارسال نامه ای به مدیریت صدای جمهوری اسلامی ایران ،خواهان پیگیری و رسیدگی به علل و عوامل پخش این خبر شد.

در بخشی از این نامه چنین آمده است:
"با توجه به اینکه خبر مذکور(درگذشت استاد) با واقعیات منطبق نبوده و مسئولین خانه موسیقی طی ملاقات با ایشان و خانواده محترمشان خبر سلامتی وی را به دفعات تایید نموده و خبرآن را نیز در سایت اطلاع رسانی خانه موسیقی منتشر کرده است،مشخص نیست مسئول یا مسئولان محترم آن رسانه ملی با استناد به کدام منبع به پخش این خبر که متاسفانه در سطح جامعه مشکلات عدیده ای ره به وجود آورده است ،مبادرت ورزیده است".


پيام هيأت مديره خانه موسيقي در پي شايعه درگذشت «جليل شهناز»
«نصرالله ناصح‌پور» رئيس هيأت مديره خانه موسيقي در پي شايعه درگذشت «جليل شهناز» نوازنده برجسته تار، طي پيامي اين شايعه را تكذيب كرد. در اين پيام آمده است: جامعه زماني به ايده آل خود مي رسد كه همه طبقات آن از جمله هنرمندان از رفاه مناسب برخوردار باشند. روند رشد و شكوفايي فرهنگ و هنر با حفظ احترام و شئونات اجتماعي بزرگان و پيشكسوتان ميسر و مقدور است و وجود ارزشمندشان حتي اگر به نفس گرم ونگاه مهربانشان خلاصه گردد مغتنم و دل گرم كننده و پشتوانه خانواده بزرگ جامعه هنري است.
استاد «جليل شهناز» با سابقه طولاني خدمت به موسيقي از بيمارستان پارس مرخص شده و اكنون در منزل خود با تندرستي و صحت كامل مشغول استراحت هستند.
«نصرالله ناصح‌پور» در پايان اين پيام عاقبت خوش و عافيت مستمر براي همه هنرمندان از جمله ايشان را آرزو دارد.



محمدرضا لطفی :
استاد جليل شهناز بزرگترين هنرمند راديو ايران 
 
زحمات انسان هايى كه عمرى را در اين مرز و بوم با هنر و صنعت شان به پيشرفت احساس و انديشه ايرانيان كمك شايانى كرده اند بايد با گوش جان شنيد و با نگاه عميق ديد. گاهى به نظر مى رسد به خاطر سرعت در حوادث، به خصوص در اين ساليان، چشم و گوش ما بر روى هنر اين عزيزان در مشغله پيچ درپيچ جريانات اجتماعى بسته و يادشان به بوته فراموشى سپرده مى شود. اين گونه است كه ما وظيفه داريم با طرح مجدد و بازمجدد اين بزرگان، جامعه خود را حساس تر نگاه داريم تا احساس تاريخى ما به همراه شناخت بيشتر از عملكرد اين عزيزان شور زندگى و عشق را تداوم بخشد كه جامعه كنونى به خصوص جوانان ما سخت به مهر و محبت و دوستى و تاثير از اين اساتيد نيازمند است. جوانان ايران بايد بدانند كسانى كه بذر عشق را با نغمات و كلمات و صنعت شان طى قرون كاشته و فرهنگ ايران زمين را آبيارى كرده اند تا چه حد مورد احترام ما هستند. اين احترام تنها به آنها نيست بلكه احترام به خودمان نيز هست. حرمتى كه حرمت مى آورد، عشقى كه دوستى به دنبال دارد و اين ارزش والايى است كه بايد در روابط اجتماعى ما بيشتر تقويت شود تا تمدنى در روابط انسانى و اخلاقى اش پابرجا و شكوفا بماند. در طول تاريخ فروپاشى تمدن ها هميشه به دست دشمنان خارجى نبوده است بلكه گاهى مردم يك كشور نيز در اثر سوانح داخلى و كم توجهى به حرمت ها و مناسبات خوب اجتماعى رفته رفته باعث بى رنگ شدن ارزش ها و فروپاشى تمدن ها مى شوند. تمدن هاى يونان و روم و حتى ايران باستان در اثر فساد و از دست دادن معنويت فردى و اجتماعى ويران و دچار فروپاشى شدند. ما بايد با درس گرفتن از تاريخ كشورهاى كهن موجب ماندگارى ارزش هاى برجسته تمدن خود شويم. استاد جليل شهناز هنرمند هميشه خلاق در شهر پرنگار اصفهان به دنيا آمده اند. درخت خاندانى شهنازها «پدر ، على، حسين و جليل» با سابقه بسيار طولانى، توليدگر آثارى بوده اند كه همه موسيقى نوازان از اين درخت خاندانى استفاده هاى شايانى كرده اند. اگرچه هنرمند و يار استاد شهناز، استاد حسن كسائى به صورت رسمى شاگرد اين هنرمند بزرگ و ماندگار نبودند اما همان گونه كه خود ايشان اذعان دارند بى اندازه متاثر از ساز اين سه برادر بوده اند كه جليل سرآمد اين تاثير بوده است. به گونه اى كه بعضى از ضربى ها و چهارمضراب هاى جليل را مى توان در لابه لاى ساز استاد كسايى شنيد. دوستى درست در شب عزيمتم به اروپا به من زنگ زد و گفت: استاد شهناز را به بيمارستان پارس برده اند و ايشان خبر شما را مى گرفت. با اينكه چند ساعتى به پرواز من نبود باعجله در معيت يكى از دوستانم به سرعت به بيمارستان رفتم. متاسفانه وقت ملاقات تمام شده بود و بالاخره با تلاش بسيار توانستيم در اتاق ۳۰۵ بيمارستان پارس ايشان را ملاقات كنيم. استاد با ديدن من خاطراتى را با بيان چند شعر برايم زنده كرد. در چشمانش شوق ديدار و غم از دست دادن آن مجالس انس و الفت و دوستان و ياران همدل مشاهده مى شد. به پاس بهره عميقى كه من در دوران نوجوانى به صورت غيرمستقيم از شاگردى ساز ايشان برده بودم، بيشتر دوست داشتم سخن هاى پربار ايشان را با گوش جان بشنوم و به همين خاطر سكوت اختيار كردم. در لابه لاى حرف ها، نگاه غمگنانه شان به همراه دلشكستگى ها و خاطراتى را كه مى رفت تا مبهم شود مى ديدم. سه تارى در جلد مشكى به پنجره آويزان بود تا تنهايى ايشان را جبران كند. در اين فضا من سكوت را شكستم و گفتم: استاد عزيز من و همه موسيقى نوازان كشور ساليان دراز مضراب و پنجه شما را دنبال كرده ايم و بعضى از قطعات را مضراب به مضراب از طريق راديو تهران و ايران فراگرفته ايم. هنگامى كه برنامه ساز تنها در سال هاى بعد از ۴۵ به ساعت يك ربع به سه بعدازظهر انتقال يافت كه ما به خاطر دبيرستان نمى توانستيم آن را بشنويم، من ضبط صوت گرونديك برادرم را قبل از ساعت ۲ بعدازظهر روشن مى كردم و دور ضبط را كند مى كردم تا بتواند در نبود من ساز تنهاى شما را ضبط كند و خود به دبيرستان مى رفتم. در تمامى اين فاصله يعنى تا زنگ آخر كه ساعت چهار و ده دقيقه مى شد، بى صبرانه براى شنيدن تك نوازى شما ثانيه شمارى مى كردم و اين انتظار كه هفته اى يك روز برايم اتفاق مى افتاد مرا از پا درآورده و قرار مرا بريده بود. هميشه فكر مى كردم كه اين بار استاد چه آواهايى را در لابه لاى آواز ها، چهارمضراب ها و ضربى ها خواهد نواخت. با زنگ آخر دبيرستان به سرعت به خيابان مى رفتم و با تاكسى خودم را به منزل رسانيده و يك راست توى اتاقم مى رفتم تا اين اثرى هنرى را بشنوم. نوار تمام شده بود اما ضبط صوت هنوز روشن بود و صداى تلق تلق آن مى آمد كه نشانگر اتمام نوار ريل بود. من آن را برمى گردانيدم و با اولين مضراب سر وقت كوك تارم مى رفتم و قطعه را تقليد مى كردم. خيلى مواقع ۱۴ دقيقه تكنوازى را نعل به نعل و همزمان با ايشان مى زدم. تصور كنيد كه اگر ايشان نبودند من چه گوهرى را كه نماينده اصالت، عشق، معنويت و فرهنگ بود از دست داده بودم.هنرمند بزرگ و ماندگار جليل شهناز اولين استادم بود، هنگامى كه در نوجوانى با نواى ساز خود مرا با صداى عشق و صفاى باطن آشنا نمود. ايشان و استاد كسائى تنها ساز ننواختند بلكه جوانه مليت را در دل ما كاشتند كه از خداوند متعال آرزومندم اين دو بزرگ را عمر بيشترى بخشد تا جوانان ما بتوانند بيشتر و عميق تر تكيه به ايران و تمدن شنيدارى آن زنند. نغمه هاى اين مرز و بوم هيچ گاه از بين نمى رود و دل و جانمان زنده به عشقى است كه اين عزيزان در روح ما دميده اند و هنوز هم استوار نهيب اين آتش جاودان را در دستگاه راست با شور و نواى عشق در تپه ماهور هاى دشت فارس به همراه مهر همايونى در دل عاشق ما در گاه هاى پنج گانه يعنى گاه يك، دو، سه، چهار و پنج گاه مى دمند.با استاد در بيمارستان خداحافظى مى كنم و درد و اندوه ايشان را به بيرون مرز ها مى برم و مى دانم كه در كنسرتم در موزه شهر زوريخ در ۲۵ ژانويه كيفيت اين ديدار را خواهم نواخت.مى دانم كه اين حلقه عشق را تمامى نيست/اين دايره مينا را تزلزلى نيست و/اصالت وجود پاك مردم را پايانى نيست.جوانان ما راه اين استادان را دنبال مى كنند و مى دانم كه موفق مى شوند و پرچم هنر موسيقى هميشه برفراز مليت ما برافراشته خواهد ماند.
 

 


 استاد جلیل شهناز - تکنوازی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 22:18  توسط علیرضا  | 

استاد غلامحسین بنان

"استاد غلامحسین بنان" در ارديبهشت ماه سال 1290 خورشيدی در تهران خيابان "زرگنده" (قلهک)،در خانواده اي متمول و صاحب جاه، به دنيا آمد. پدرش "كريم خان بنان الدوله نوری" و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی ميرزاركنی (ركن الدله) برادر ناصرالدين شاه يا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصيه استاد "نی داود" به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايی های مادرش كه پيانو را بسيار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد، مرحوم "ميرزا طاهر ضياءذاكرين رثايی" و سومين استادش مرحوم "ناصرسيف" بوده اند. بنان در سال 1321 خوانندگی را در راديو آغاز كرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوليت راديو را بر عهده داشت، روزی كه بنان با عبدالعلی وزيری جهت امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان مي خواهند كه برای ايشان قطعه ای بخواند و او « درآمد سه گاه» را آغازمی كند و صبا هم با ويلن او را همراهی می كند. هنوز « درآمد» تمام نشده بود كه خالقی به صبا می گويد:"شما نواختن ويولن را قطع كنيد" و به بنان اشاره می كند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مكثی ، با چنان مهارت و استادی « درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد كه روح اله خالقی بی اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آينده وی را در هنر آواز درخشان پيش بينی می كند. صدای بنان، بسيار لطيف و شيرين، زيبا و خوش اهنگ بود، كوتاه می خواند ولی درهمين كوتاهی، ذوق و هنر بسيار نهفته است، غلت ها و تحريرهای او چون رشته مرواريد غلطانی، به هم پيوسته و مانند آب روان است. از سال1321 صدای "غلامحسين بنان" ، همراه با همكاری عده ای از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديری نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراوانی در سراسر كشور پيدا كرد. خالقی او را در اركستر انجمن موسيقی شركت داد و با اركستر شماره یک نيز همكاری خود را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد "گلهای جاويدان" بنا به دعوت استاد ارجمند داود پير نيا با آن همكاری داشت. بنان در طول فعاليت هنری خود، حدود 450 آهنگ اجرا كرد و انچه كه امتياز مسلم صدای او را پديد می آورد، زير و بم ها و تحريرات صدای اوست كه مخصوص به خودش است. بنان نه تنها در آواز قديمی و كلاسيک ايران استاد بود، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت. تصنيف زيبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترين معرف اين ادعاست. غلامحسين بنان به سال 1315 خورشيدی به سمت بايگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم "فرخ" كه وزير خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزير به كار پرداخت.

 بعد از تغيير كابينه، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندی كفالت اداره دفتر و كارگزينی و مدتی هم مسؤوليت تحويل كوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پيشنهاد شادروان خالقی به اداره كل هنرهای زيبای كشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقی ملی به كار مشغول شد و در سال 1334 ريئس شورای موسيقی راديو شد. بنان در سال 1336 ه_ش در یک سانحه اتومبیل چشم راست خود را از دست داد. در سال 1346 نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو،خواندن را کنار گذاشت و زمان "قطبی" به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه های گل های جاويدان و گل های رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه رهاورد اين همكاری ها ده ها برنامه گل های جاویدان، گل های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه های متعدد و گوناگون ديگری كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است. غلامحسين بنان مدت ها بود كه مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود و از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگی بيان نيازهای درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور می كرد و متاسفانه كوشش های پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های "پری بنان" همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نيفتاد و سرانجام درساعت 7 بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشيدی در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت. گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه های رادیویی همراه با ارکستر گل ها و تکنوازان آن اشاره کرد. بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان "تنها"،ماهور با پیانوی "رضا محجوبی"، همایون با "مرتضی محجوبی" و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از "محجوبی"، دیدی ای مه آهنگ از "یاحقی"، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از "وزیری"، حالا چرا آهنگ از "خالقی" اشاره کرد. "احمد ابراهيمی" و "کاوه ديلمی" از شناخته شده ترين شاگردان اين هنرمند برجسته به حساب می آیند. "مرتضی نی داوود" نخستین کسی بود که به استعداد او در پی برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنیف و گاهی آواز روی آورد. گاهی هم به تشویق مادرش از آموزشهای پسر خاله خود برخوردار می شد. در سال 1296ش در مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسین شش ساله به پیشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنیفی خواند. کودک شش ساله خیلی مورد توجه تحسین مهمانها قرار گرفت، ازآن شب به بعد،که پدر به استعداد پسر پی برده بود،او را پیش استادان بزرگ برای آموزش موسیقی و آواز فرستاد. بنان موسیقی را از " مرتضی نی داوود" و آواز را از "میرزا ضیاء الدین رضایی" فرا گرفت و از آنها نکته ها آموخت و از ردیف های موسیقی ایرانی آگاهی کامل یافت. بنان اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصیل بود. اما بیشتر توجه او به موسیقی و آواز بود. بعدها در انجمن موسیقی ملی با کلنل وزیری مشغول کار شد.بنان در این انجمن سالهای سال خواننده بود. بعدها از کلاسهای "روح الله خالقی"،"ابوالحسن صبا"و"مرتضی محجوبی" و دیگر هنرمندان بهره ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پیشرفت خود را در موسیقی مرهون صبا و خالقی می دانم. می گویند بنان بم ترین صدای مردانه را داشت و صدای او در ردیف آواشناسی،صوت متوسط بود. اما لطافت و قدرت صدا از ویژگیهای آوای او بود.بعدها به صلاحدید"کلنل وزیری" و "خالقی" ،صدایش را پایین تر هم آورد و چنین بود که صدایش گرم و گیرا و دل انگیز شد. " صبا" می گفت:"بعضی تحریر ها را هیچ کس به جز بنان نمی تواند درست بخواند" تحریر در اصطلاح موسیقی به معنی پیچیدگی در آواز ،کشش صدا ،غلت دادن آواز و پیراستن آواز از خشونت و زواید است. "فرهاد فخرالدینی" می گوید: "بنان به طرز عجیبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز ندیدم نتی را خارج ،یا کم و زیاد بخواند." بنان ذر انتخاب شعر و درست ادا کردن آن،بیش از اندازه دقت می کرد و در نتیجه وقتی شعر را می خواند آنچنان را آنچنان تر می کرد.

بنان در انتخاب شعر و موسیقی ، سخت خوش سلیقه بود. " روح الله خالقی" می گوید: "صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام" اگر به یکی از تصنیفهای بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان،شکستن کلمه، نابجا خواندن،درنگ یا شتاب بی جا در سرتاسر تصنیف حتی یک بار هم دیده نمی شود. اوج،جای خود را دارد و فرود هم .اینجاست که هنر تبلور پیدا می کندو بنان را در صدر می نشاند. نوع ادای کلمات ،جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانه است. "علی تجویدی" می گوید: " مرا عاشقی شیدا" را هیچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان، که آنرا به درستی خواند و اجرا کرد.بنان علاوه بر شعر هایی که از سروده های " رهی معیری" از سروده های "نواب صفا" نیز استفاده می کرد: یاد باد آن همدلی،آن همدمی،آن همرهی ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی از کارهای به جا مانده بنان می توان به" بوی جوی مولیان" در بیات اصفهان که "روح الله خالقی " آنرا ساخته بود اشاره کرد. کار دیگری که نام بنان را بر سر زبانها انداخت و تا امروز هم اعتبار خود را حفظ کرده است تصنیف زیبا و پر مفهوم "من از روز ازل" ساخته استاد" مرتضی محجوبی" در مایه سه گاه است.در سال 1319 ه_ش که رادیو تأسیس شد ،بسیاری از هنرمندان به رادیو دعوت شدند که در صدر آنها بنان بود.که در سال 1321 این همکاری را پذیرفت و در برنامه "گلهای جاویدان" ،"برگ سبز" و"گلهای رنگارنگ" که به همت شادروان" داوود پیر نیا" تهیه و تدوین می شد،عاشقانه به کار پرداخت.پس از آن بود که نام و آوازه بنان در همه جا پیچید و به عنوان یک آواز خوان و تصنیف خوان حرفه ای از شهرت جهانی برخوردار شد. بنان مردی مبادی آداب ،خوش لباس ،خوش بیان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن همیشه لبخندی روی لبهای این هنرمند می شکفت. و می گفت:" این لبخند،قیافه مرا در هر حال برای بیننده و شنونده آوازم قابل تحمل تر می کند" خانه بنان در بلندیهای جمال آباد شمیران ،یادگارهای او را دارد. شاید هم اکنون نیز بتوان "حالا چرا" را در عشاق و بوسلیک ،"امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم" را در ابوعطا،"به یاد صبا "را در سه گاه و "همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی" را در ماهور و هزاران اثر دیگر را را در آن سربالاییها شنید و لذت برد و هنر سحرآفرین او را تحسین کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی،چندین بار از ایشان برای اجرای برنامه در رادیو دعوت به عمل آمد اما بنان دیگر حوصله آن سالها را نداشت. در سالهای آخر عمر تنها سرگرمی استاد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهای زیبای خود بود. یاد و خاطره استاد بنان را می توانید در "نور و نوا" که به یاد او تدوین و پرداخته شده است زنده کنید و یاد تندیسی بیفتید که در خانه ،جای او را پر کرده است.

منبع : سينا


 گلهای رنگارنگ شماره ۲۱۲ (با صدای استاد بنان)

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 0:45  توسط علیرضا  | 

شجریان - برگ سبز 216

شجريان، افتخاري و اصفهاني از جمله خواننده‌هايي هستند كه معاونت فرهنگي فدراسيون فوتبال و گروه تورهاي ورزشي تصميم دارند براي اجراي موسيقي در برنامه‌هاي فرهنگي شبهاي ايران در جام‌جهاني آلمان دعوت كنند.
جاذبه‌هاي گردشگري، حسين سلطان‌زاده: شجريان، افتخاري و اصفهاني از جمله خواننده‌هايي هستند كه معاونت فرهنگي فدراسيون فوتبال و گروه تورهاي ورزشي تصميم دارند براي اجراي موسيقي در برنامه‌هاي فرهنگي شبهاي ايران در جام‌جهاني آلمان دعوت كنند.

منبع : میراث خبر

ادامه مطلب ...


محمدرضا شجريان به تماشاي اجراي اپراي رستم و سهراب نشست

در آستانه برگزاري بيست و چهارمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر، محمدرضا شجريان به تماشاي اجراي اپراي رستم و سهراب به كارگرداني بهروز غريب پور نشست.
به گزارش ايلنا به نقل از روابط عمومي جشنواره تئاتر فجر، در اين ديدار پس از پايان اجراي اپرا، شجريان ضمن تحسين اين اثر ارزشمند هنري به گفتگو با عوامل و دستاندركاران اين نمايش پرداخت.وي با اشاره به ابعاد و زواياي اين نمايش، خلق و آماده سازي چنين اثر هنري را در كشور در خور توجه خواند.اپراي رستم و سهراب از جمله آثاري است كه در بخش منتخب توليدات منتخب سال 84 جشنواره بيست و چهارم تئاتر فجر حضور دارد و هر روز از ساعت 19 در تالار فردوسي اجرا مي شود.

اين نمايش كه بهروز غريب پور كارگرداني، نويسندگي، طراحي صحنه و طراحي پوستر آن را خود بر عهده دارد، توليد مشترك اداره كل هنرهاي نمايشي، بنياد فرهنگي هنري رودكي، ماريونتن تئاتر وين اتريش است كه موسيقي آن توسط لوريس چكناواريان ساخته شده است.
اپراي عروسكي رستم و سهراب از جمله آثار نمايشي است كه با اقبال چهرههاي صاحب نام رو به رو شده است و تاكنون علاوه بر محمدرضا شجريان، چهره هاي زيادي از جمله سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور پيشين و بيش از 25 سفير از كشورهاي مختلف اروپايي و آسيايي به تماشاي آن نشسته اند.

منبع : ایلنا


دفاع از همه خوبی ...

پیرامون اختلافات هواداران اساتید موسیقی ...

نوشته ی امیر نوربخش ...

قسمت اول

قسمت دوم


برگ سبز شماره ۲۱۶ (اولین اجرای شجریان در رادیو)

مایه ی افشاری
با همکاری اساتید : حسن کسایی - رضا ورزنده و امیرناصر افتتاح

 دریافت کنید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 0:31  توسط علیرضا  | 

حمیـــــــرا - گلهای رنگارنگ 417

« گلهای رنگارنگ شماره ۴۱۷ »

با صدای حمیـــــــرا
با همکاری استاد علی تجویدی (ویولون)
مجد (تار)
غزل از حافظ
شعر : رهی معیری
گوینده : آذز پژوهش

 کلیک کنید

-------------------------------------------------------------------------------------------------

ما  شبي  دست  برآريم  و  دعايي  بکـنيم

غـم   هـجران  تو  را  چاره  ز  جايي  بکنيم

دل   بيمار  شد  از  دسـت  رفيقان  مددي

تا  طبيبـش  به  سر  آريم  و  دوايي بکـنيم

آن که بي جرم برنجيد و به تيغم زد و رفت

بازش   آريد   خدا   را  که  صـفايي  بـکـنيم

خشک  شد بيخ طرب راه خرابات کجاست

تا  در  آن  آب  و  هوا نشو و نمايي بـکـنيم

مدد  از  خاطر  رندان  طلـب  اي  دل ور نـه

کار  صعب  است  مبادا  که خطايي بکـنيم

سايه    طاير   کـم   حوصله   کاري   نـکـند

طـلـب   از   سايه   ميمون  همايي  بکنيم

دلم از پرده بشد حافظ خوشگوي کجاست

تا   بـه  قول  و  غزلش  ساز  نوايي  بکـنيم

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 13:39  توسط علیرضا  |