انديشه غربگرايي به ويژه در سالهاي 50 تا 57 در ايران به اوج خود رسيد. مردم رفتهرفته كوشيدند آنچه را كه خود دارند از بيگانه طلب نكنند. گرايش به همين روحيه غرب ستيزي موجب شد مردم به اصولهاي بنيادين بازگشت كنند. يكي از تبعات اين رويكرد، توجه به سنتهاي ايراني بود. در حوزه موسيقي كم كم توجه به موسیقی- هاي ايراني و بومي بيشتر از گذشته شد و خاستگاهي در جامعه پيدا كرد. اين حركت به جايي رسيد كه خوانندگان موسيقي پاپ در سال 57 جايي براي ماندن نديدند و پيش از پيروزي انقلاب اسلامي 22 بهمن، ترجيح دادند كشور را ترك كنند.
پس از آن موسيقي سنتي ايران كه از سال ها قبل پيشروي ميكرد، يكهتاز شد و چون مردم كاملا مهياي بازگشت به ريشه هاي فرهنگي بودند، همه توجهها را به خود جلب كرد. چاووش شماره يك، محصول چنين پديدهاي است. مردم از آن استقبال كردند و زمينهاي فراهم شد تا آلبوم هاي بعدي چاووش، يكي پس از ديگري به بازار آمد. چاووش 2 و 3 حاوي سرودهايي متاثر از فضاي خاص سالهاي 1357 تا1363 است و بخشي از تاريخ موسيقي سنتي ايران يا به عبارتي موسيقي رديفي و دستگاهي را روايت مي كند. هسته اصلي گروه چاووش پيش از انقلاب شكل گرفت. در واقع هنرمندان موسيقي رديفي و دستگاهي ايران آن زمان با همراهي هوشنگ ابتهاج و محمدرضا لطفي، دستهجمعي از راديو و تلويزيون ايران استعفا دادند و كانون موسيقي چاووش را تاسيس كردند.
حسين عليزاده يكي از اعضاي اين گروه، آن روزها و فعاليتهايشان را در گفت وگويي كه سال ها پيش در روزنامه همشهري منتشر شده ، مرور كرده است: «از سال 1343 موسيقي را شروع كردم و الان 30 سال است كه در اين زمينه فعاليت ميكنم. شايد فراز و نشيبهايي كه قبل از انقلاب به وجود آمد، آدمهايي مثل مرا آزرده كند اما خسته نميكند. چون هدف هنر است ... در آن سالها ما با تحولات اجتماعي و سياسي ايران روبهرو شديم. من آن زمان دانشجو بودم و سعي ميكردم اين تحولات را بشناسم و يك قدم جلوتر از نسل گذشته باشم. موقعي با موسيقي ايران عجين شدم كه در جامعه به دو شكل با آن برخورد ميشد يك نوع موسيقي كه فقط به محافل خصوصي محدود بود و هيچ ربطي به مسايل اجتماعي نداشت و نوع ديگر موسيقي آكادميك بود كه سر كلاس آن را آموزش ميدادند و بيرون از كلاسها اين موسيقي جريان نداشت. اوايل دهه پنجاه اين مشكل به اوج خود رسيد تا جايي كه موسيقي اي كه معرف فرهنگ ما باشد به طور رسمي وجود نداشت. به همين خاطر مركز حفظ و اشاعه موسيقي به وجود آمد كه هم حافظ موسیقی ایرانی گذشته باشد و هم جوانان بتوانند زير نظر استادان بزرگ تعليم ببينند و خود تبديل به استادان آينده شوند.»
عليزاده پس از گذشت 27 سال از انقلاب اسلامي ، درباره فعاليت هاي آن دوره به ميراث خبر مي گويد: «آن زمان جواناني مثل من، لطفي، شجريان و بقيه موسيقي داناني كه حالا صاحبنام هستند در مركز حفظ و اشاعه زير نظر استاد برومند كار ميكرديم. آنچه به صورت افسانه از موسيقي قديم در ذهن ما بود، كمكم عينيت پيدا كرد. اين مركز چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن هم نقش تحول آكادميك موسیقی ایرانی را به عهده گرفت و هم تحول سياسي و اجتماعي را. كساني كه از اين مركز بيرون آمدند، بعدها در جامعه شيوه و سبك خود را دنبال كردند، چون قالبريزي نشده بودند. ما در عصري موسيقي را شروع كرديم كه با تحولات و اتفاقات اجتماعي فراواني همراه بود و در نتيجه به تفكر متفاوت حتي در موسیقی ایرانی رسيديم. اين دوران سپري ميشد و در آن سالها از فكر اينكه بايد براي موسيقي ايران چه كرد، خواب راحتي نداشتم.»
ادامه مطلب و دانلود آلبوم های چاووش ۳ و ۴
| ادامه مطلب |







