رفتم که رفتم ...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 18:33  توسط علیرضا
|
دانلود - اخبار - مقاله - نقد و بررسی موسیقی سنتی ایران

نفسم گرفت ازاین شهر، دراین حصار بشکن
در این حصـار جــــادویـــی، روزگــــار بـشـکن
تــوکـه تـرجــمـان صبــــحی بـه ترنـم و تــرانه
لــب زخــم دیـــده بگشـا، صـف انتظار بشکن
زبـــرون کـســـی نـیـایـد چـو به یاری تو، ابنجا
تو ز خــویـشـتـن بـرون آ، سـپــه تـتـار بشـکن