تبليغاتX
تحریر - مرجع موسیقی کلاسیک پارسی - همایون شجریان - علی قمصری - نقش خیال | Tahrir - The Source of Persian Classical Music
نگاهي به «نقش خيال» اثر مشترك همايون شجريان و قمصري
نگاه گزارشي


سيدابوالحسن مختاباد: تازه ترين اثر همايون شجريان با آثاري كه وي پيش از اين در حيطه موسيقي سنتي كاركرد، تفاوت دارد. اين تفاوتها چه در جنس موسيقي و آوازي كه وي ارائه كرده (كه در متن نقد زير به تفصيل به آن اشاره شده است)، و چه در نحوه تغيير رويكردش به كاركردن با آهنگسازان جوانتر، تفاوتهاي اساسي با آثار پيشين دارد. به تعبير دقيق تر؛ همايون شجريان اين بار ترجيح داده است به سراغ افرادي برود كه در زمينه موسيقي نام و نشاني ندارند، اما جوهر و گوهر كار را دارند. آهنگساز «نقش خيال» نشان داد، شناخت مطلوبي از اركستراسيون سازهاي ايراني دارد و نيز با موسيقي كشورهاي ديگر، از جمله ارمنستان هم آشناست.(شايد بخشي از اين آشنايي را كه در چند تصنيف و قطعه برجاي نهاده است، به حضور چندي قبل گاسپاريان، دودوك نواز نامي ارمنستان بازگردد.) از همه مهمتر، جسارت تجربه و خطرپذيري در گام نهادن در وادي هاي تازه است .
همراهي همايون شجريان با اين آهنگساز جوان كه جايزه نخست جشنواره جوان دو سال قبل را نيز در كارنامه اش دارد و وام دادن شهرت و اعتبار هنري خود و نامش مي تواند حسن آغازي باشد براي تداوم همكاريهاي اين گونه. چنانكه در دو هفته گذشته نيز شاهد بوديم، چهره هاي صاحب نامي چون بهمن رجبي، كيوان ساكت و سالار عقيلي و... با گروه نسبتا جوان اركستر ملل همكاري و همراهي كردند. و يا پيشتر كه همكاري بيژن كامكار با احسان ذبيحي فر، نتيجه اي نيكو داشت. به نظر مي رسد، اين گام اگرچه مبارك است ولي در صورتي تكميل مي شود كه همايون شجريان مبادرت به تشكيل گروه و در نهايت اجراي زنده با افراد جوانتر همين گروه كند كه توانايي هاي خود را در جشنواره دو سال قبل جوان ثابت كرده بودند.

نوشته پيش رو، نقدي است با رويكرد تشكيكي. در اين رويكرد، منتقد اثر هنري را از جنبه يا جنبه هاي گوناگون تحليل و تشريح كرده، اما حكم به نيك و بد نمي دهد. [آيت اللهي: ۱۳۸۴: ۱۱۱] اين شيوه نقد، از حيث عدم حكم بر نيك و بد، بي شباهت به نقد تأويلي رولان بارت نيست. گو اينكه نقد تأويلي آزادانه تر و كلي تر از نقد تشكيكي است. چرا كه در نقد تشكيكي نيز منتقد با منطقي گزينشي، شواهدي را ارائه مي دهد.
«نقش خيال» اثري در حوزه موسيقي دستگاهي نيست. عناصر موسيقايي _ فراموسيقايي اين اثر بيش از آنكه ارائه اي مجدد از موسيقي دستگاهي باشند، برگرفته و مقتبس از اين گونه موسيقايي مي باشند؛ گو اينكه ساز و آواز طرف اول، تقريبا شكل كلاسيك ژانر «آواز» موسيقي دستگاهي مي باشد. اما آنچه از روح حاكم بر اثر و يا شواهد محسوس كار برمي آيد، حاكي از اين است كه مؤلف اساسا قصد توليد اثري در حوزه موسيقي دستگاهي _ به شكل كلاسيك را- نداشته است. سازبندي، چگونگي هماهنگي سازها، كيفيت بافتهاي صدايي و يا حتي حركات ملوديك غالب بر كار، تفاوت زيادي با پديده هاي مشابه در موسيقي دستگاهي دارند. اين نيز شايان ذكر است كه عدم وقوع اثري در حوزه موسيقي كلاسيك دستگاهي، دليلي براي ارزش گذاري منفي آن اثر، تلقي نمي شود. از ديدگاهي پوزيتيو، نوازندگي تار و خوانندگي اثر، نشان از ويرتئوزيته و تسلط كامل عاملان آن دارد.
در نوازندگي تار، اشاره به اصوات فونكسيونل مدها، تكنيك نوازندگي، سونوريته و انتخاب و چيدمان جملات، همه از كيفيتي قابل قبول براي ارائه يك تكنوازي موسيقي دستگاهي برخوردار مي باشند. در حوزه خوانندگي نيز، شيوه اداي شعري تلفيق شعر و موسيقي و ارائه تحريرها، اشاره به اصوات مهم مدها، مطابق اصول و چارچوبهاي مفروض در آواز موسيقي دستگاهي عينيت يافته است.
نكته مهم در آواز اثر، از ديدگاهي قياسي _ تطبيقي، تنوع قابل توجه تحريرها نسبت به آثار قبلي خواننده است. خواننده، به خصوص در دو اثر شوق دوست و نسيم وصل، گستره بسيار محدودي از تحريرها را به كار بسته بود.[سرايي: ۱۳۸۰: ،۱۷ سرايي: ۱۳۸۴: ۷] اما حال در اين اثر، با به كارگرفتن تحريرهايي متنوع، خواننده از شيوه اجرايي اسكولاستيك محض آثار پيشين خود جدا و جوهره بيانش بيشتر نمايان شده است. بررسي پوزيتيو اركستراسيون و تنظيم اين اثر، به دليل عدم وجود هيچ اصل مدون و قابل قبول در اجتماع هنري ايران، جنبه اسپكولاتيف دارد و لذا از ذكر آن چشم مي پوشيم. اين اثر، از منظر هستي شناختي تطبيقي، تحت تأثير مستقيم شيوه نوازندگي و آهنگسازي حسين عليزاده ارزيابي مي شود. سونوريته تار، اجراي برخي از تكنيكهاي انحصاري از شيوه مذكور، نحوه جمله پردازي و نوانس نوازنده تار، از دلايل اين تأثر مي باشند. شايد مهمترين تفاوت بين اين دو، زمان بندي تندتر نوازندگي تار در اين اثر، باشد. نحوه پردازش كنترسوژه هاي باس و ملودي هاي همراهي كننده در قطعات اركسترال، هارموني گذاري بسياري از نقاط اثر، علاقه مفرط به استفاده از ريتمهاي ادواري و مختلط نيز يادآور جهان بيني عليزاده در ساخت و پرداخت، مي باشند.
نكته مهم در آواز اثر، از ديدگاهي قياسي _ تطبيقي، تنوع قابل توجه تحريرها نسبت به آثار قبلي خواننده است. خواننده به خصوص در دو اثر شوق دوست و نسيم وصل گستره بسيار محدودي از تحريرها را به كار بسته بود
اساسا در مبحث هستي شناختي فلسفه هنر، در صورتي كه بتوان دو اثر را هم سبك يا يكي را بدل يا اقتباسي از ديگري دانست، از دو كاركرد مثبت و منفي [اين آثار] سخن به ميان مي آيد: ۱_ بسياري از مخاطبان آثار هنري به خلق اثري مشابه سبكي خاص يا آثار هنرمندي به خصوص به دلخواه، علاقه دارند. [هنفلينگ: ۱۳۷۷: ۱۳۰] براي مثال بسياري از مخاطبان سرسخت موسيقي باروك اروپا، مشتاق اند كسي در دوره معاصر، بتواند قطعاتي به قدرت و زيبايي باخ خلق نمايد. اساسا پيگيري و اصرار برخي از نوازندگان در اجرا يا ابداع در مكتب يا سبك هنري خاص نيز از اين منطق پيروي كند. [رك هنفلينگ: همان]
۲ _ آثار هم سبك اصالت مكتب هنري مربوطه را تنزل مي دهند [هنفلينگ: همان ۱۴۷]چرا كه براي مثال بسيار محتمل است كه آهنگساز معاصر سبك باروك، نتواند اثري كاملا با معناي آثار باخ خلق كند و با اين خلق متأخر، بدعتهاي هر چند جزئي بوجود آيد و در نتيجه اصالت ناب مكتب باروك، مغشوش شود. اين دو كاركرد، تقريبا در مورد مقايسه اثر حاضر و مكتب آهنگسازي _ نوازندگي حسين عليزاده نيز قابل تسري است. از ديدگاه هستي شناسي تطبيقي، با توجه به وجوه شباهت نوازندگي و ساخت و پرداخت قطعات اين اثر با مكتب نوازندگي و نواسازي عليزاده، مي توان نقش خيال را اثري در مكتب عليزاده تلقي نمود و خرسند بود از اينكه هنرمنداني جوان، با درك صحيح مكتب عليزاده و اقتباس تام از آن مكتب، دست به ابداع زده اند. اما از همين رهيافت مي توان با ديد مواجهه اثري كاملا نو در فرم و محتوا به سراغ اثر رفت و لذا آن را تبديل، تكثير و يا اثري مقتبس از يك مكتب قديمي ارزيابي نمود. اين اثر، جداي اين دو نگرش، از نظر فلسفه اصالت وجود (اگزيستانسياليسم) مي تواند مثبت ارزيابي شود (چرا كه در اين نگرش، هر اثر هنري هستي ويژه از نظر فرم، محتوا و تأثير استيتك دارد) از نظر مذهب تجربه گرايي نيز اين اثر، درخور تقدير و داراي ارزش ويژه است (چرا كه از اين منظر زيبايي ذهني است و ذهن به تجربه، آثار را طبقه بندي كرده و هم سبك تلقي مي كند وگرنه درك زيبايي، امري ذهني و زيبايي از هر اثري قابل انتظار است) ذكر اين نكته نيز لازم است كه ارزيابي ما در شرايط حاضر، در خارج از حوزه موسيقي دستگاهي به شكل كاملا كلاسيك، تجربي خواهد بود. چرا كه بدون گونه شناسي دقيق و سپس استخراج قواعد كلي هرگونه موسيقايي، نمي توان ارزيابي بي چون و چرا در رابطه با آثار سمفونيك ايراني، موسيقي هاي تلفيقي و موسيقي هاي مدرن ايراني صورت داد. در حوزه موسيقي دستگاهي به شكل كلاسيك، با وجود مغشوشات فراوان در زمينه هاي سازبندي، تنظيم بافتهاي صدايي و حتي مباني خلق و آفرينش، چهارچوبي نسبتا روشن بر پايه رپرتوار رديف و مفاهيم مد و دستگاه قابل تشخيص است و چون اين اثر در حيطه موسيقي دستگاهي به شكل كلاسيك واقع نمي شود، ارزيابي اين اثر را تا زمان شكل گيري قواعد مذكور به خود مخاطبان وامي نهيم.

منبع : روزنامه همشهری

در اواسط مهرماه سال ۱۳۸۴ شاهد انتشار آلبوم جدیدی از {همایون شجریان} بودیم. نقش خیال را میتوان سومین اثر مستقل و سلسلهوار همایون شجریان دانست (البته بدون محاسبه آلبوم شوق دوست که از تمرینات قدیمی او بوده و در این میان منتشر شده است). نقش خیال ویژگی هایی دارد که آن را از آثار قبلی همایون شجریان و به جرأت می‌توان گفت از دیگر آثار فعلی موسیقی اصیل ایرانی نیز متفاوت می‌سازد. و شاید همین ویژگیهاست که علل نوشتن چنین مقالهای را روشنتر می‌نماید.

نخستین چیزی که در این آلبوم حتا پیش از شنیدن آن جلب توجه می‌کند نامی است که در کنار نام همایون شجریان (خواننده) به عنوان آهنگساز این اثر نقش بسته است – {علی قمصری} – که نامی است نه چندان آشنا، بخصوص با در نظر گرفتن نام آهنگسازان آلبومهای پیشین شجریان، یعنی {محمدجواد ضرابیان}، آهنگساز نسیم وصل و ناشکیبا به آهنگسازی {ارسلان کامکار}.

علی قمصری متولد ۱۳۶۲ در تهران، دارای دو دیپلم ریاضی و موسیقی است و هم اکنون نیز دانشجوی موسیقی در مقطع کارشناسی است. وی در سال ۱۳۸۰ ارکستر بزرگ *سرمد* را بنیان نهاد که موفق به کسب مقام نخست *جشنواره موسیقی جوان* ایران در سال ۱۳۸۲ شد.

در میان نوازندگان اثر نیز به غیر از نامهایی چون {علیرضا خورشیدفر}، نوازنده کنترباس، {مازیار ظهیرالدینی}، نوازنده ویولن، و یکی دو نام دیگر، نامهایی آشنا نمی‌بینیم. این اطلاعات در کنار دانستههای ما از همایون شجریان (همچون اینکه متولد ۱۳۵۴ در تهران و نیز بهترین یادگار استاد {محمدرضا شجریان} است) نوید اثری جوان و جدید را به ما می‌دهد.

با کنجکاوی و اشتیاق شروع به شنیدن آهنگها می‌کنم. آلبوم با یک مقدمه و آواز آغاز می‌شود که شعری از {سعدی} آن را همراهی می‌کند. از آن پس نیز سه تصنیف با اشعاری از {مولانا} و دو قطعه موسیقی تنها که با مهارت خاصی ساخته و نواخته شده است را می‌توان شنید. در آخر نیز یک آواز به همراه شعری دیگر از سعدی.

اما این آلبوم حال و هوای دیگری دارد، حال و هوایی که در ابتدا غریب به نظر می‌رسد. شاید به این دلیل که تقریباً تمامی قطعات از میزانهای لنگ و ترکیبی بهره برده است و این امر، شکل و شمایل کار را از حالت کلیشهای موسیقی اصیل ایرانی اندکی دور می‌کند – از آن فراز و فرودهایی که از بس در این سالها شنیدهایم دیگر همه ما با پیچوخمهایش کاملاً آشنا شدهایم، و حتا کسی که هیچ چیز از تئوری موسیقی نمی‌داند تقریباً می‌تواند حدس بزند که در هر لحظه از یک قطعه موسیقی اصیل ایرانی چه اتفاقی خواهد افتاد.

همراهی گیتار، ویولن، کلارینت و دیگر سازهای اینچنین غیر سنتی، بدون شک به این ویژگی آلبوم کمک نموده است. ساز تار نیز چنان کوک شده که نوایی کاملاً جدید را به شنونده عرضه می‌کند
، تا جایی که شما گاهگاه به تار بودن ساز نوازنده، شک می‌کنید. در قطعه آوازین «گناه عشق» این تفاوت به اوج می‌رسد و به راحتی می‌توان ردّپای موسیقی فلامنکو (تارانتاس) tarantas را در آن دنبال کرد. البته این تلفیق در حقیقت کشف رگههای مشترکی است در موسیقی های گوناگون، تلفیقی که هماهنگی رازآمیز و جالب نهفته را به شکلی بسیار جذّاب به نمایش می‌گذارد. آهنگها شباهت عجیبی با موسیقی متن فیلم های سینمایی دارد؛ گویی می‌توانستم در پس تاریکی چشمان بستهام، تصاویر مربوط به این قطعات را تصور کنم. این احساس را پیشتر نیز تجربه کردهام، به یاد آلبوم در گلستانه استاد {شهرام ناظری} به آهنگسازی {هوشنگ کامکار} و دیگر آثار اینچنینی می‌افتم، آثاری که اگرچه با استقبال چندانی مواجه نشد، اما برای همیشه در خاطر دوستداران و دستاندرکاران موسیقی ما ماندگار گشت.


در مصاحبهای با همایون شجریان در روزنامه شرق خواندم که او خود این نوع موسیقی را زیاد دوست ندارد و هدفاش را در آن نمی‌بیند و شاید تنها به چشم آزمایش و تجربه به این اثر می‌نگرد. اما هر چه باشد نقش خیال اثری است عمیق، قابل توجه و قابل تأمل. ویژگیهایی چون تنظیم جدید و ناآشنا، سعی در یافتن هماهنگی میان موسیقیهای گوناگون، توان تصویرنمایی موسیقایی قطعات و بسیار نکات دیگر اگرچه نقش خیال را از آثار همدوره و همدستهاش متفاوت می‌کند، اما به گمان من این تفاوت نباید موجب طرد یا تشویق خیلی زود این اثر توسط مخاطبان و نیز دست اندرکاران آن شود.

نقش خیال را باید گوش داد، نباید شنید، و تنها آنگاه است که می‌توان به بینشی صحیح و استوار از این اثر دست یافت.

منبع : تهران اونيو

مي خواهم حرفي در سطح جهان داشته باشم
::تجربه آهنگسازي در حرفه اي ترين سطح موسيقي كشور را دارد مي گويد اگر بخواهيد آلبوم منتشر كنيد بايد 10ميليوني كنار بگذاريد
 
علی قمصری ، آهنگساز همايون شجريان در آلبوم نقش خيال
اگر شما در موسيقي راك در ايران شمارة يك باشيد در دنيا چه حرفي براي گفتن داريد؟ اين، خودش يك سد بزرگ است
علي شاكري- پوريا محمدنژاد
زماني كه آلبوم نقش خيال به بازار آمد، گذشته از نام خواننده اش كه همايون شجريان باشد، نام آهنگساز جوان و گمنامش را هم بر سر زبان ها انداخت. با اين تفاوت كه همه مي پرسيدند چطور توانسته با اين سن كم، آهنگسازي كند و آلبوم بيرون دهد. علي قمصري، متولد سال۶۲ است. او با هنرستان موسيقي كارش را شروع كرد و زير نظر اساتيد آن جا اكنون مشغول تحصيل در دورة عالي است. او در 18 سالگي، گروه سرمد را تشكيل داد و همزمان، شروع به آهنگسازي و هدايت آن كرد. سپس كار تدريس را هم در آموزشگاه دنبال كرد. به بهانة استقبال از آلبوم نقش خيال به سراغش رفتيم و مصاحبه اي كه مي خوانيد، گپي يك ساعته با او در آموزشگاه طريقت است كه در اتاق تدريس خودش با ما ترتيب داد.

چي شد كه با اين سن و سال توانستي گروه موسيقي سرمد را تشكيل دهي، آهنگ بسازي و آلبوم منتشر كني؟ مي داني، آخر، اين روزها معمولا بچه هاي همسن و سال من و تو را زياد جدي نمي گيرند.
من از اول راهنمايي كه در هنرستان موسيقي شروع كردم، يك حسي كه هميشه باعث پيشرفتم مي شد، اين بود كه نمي خواستم خودم را با همسالانم مقايسه كنم. رؤياهايي در ذهنم داشتم كه مي خواستم به آن ها برسم. اين رؤياها هم مدام تغيير مي كرد. يعني اولش فكر مي كردم اگر يك كنسرت بگذارم و چند نفر كارم را ببينند تشويقم كنند، ديگر به هدفم رسيده ام. ولي وقتي بيشتر رفتم جلو، به اين نتيجه رسيدم كه بايد يك كاري براي موسيقي انجام دهم البته هنوز تا آن مرحله فاصلة زيادي دارم. ابتدا هم بدون پشتيباني مالي شروع كردم به جمع كردن يك عده از دانشجويان بااستعداد. نام گروهمان را هم گذاشتم سرمد. بااين گروه۵۰نفره براي اولين بار در فرهنگسراي ارسبــاران برنــامه اي  اجرا كــرديم. آن زمان(سال۸۰) من آهنگساز و سرپرست و كوچك ترين عضو گروه بودم. اين گروه، بعدها در جشنواره موسيقي جوان و بخش علمي جشنواره برندة جايزه شد.

با توجه به اين موفقيت ها چرا كار با همين گروه را ادامه ندادي و آمدي سراغ انتشار نوار؟
اگر اين كار را گوش دهيد، متوجه مي شويد كه اجراي قطعات آن براي اركستر زنده، تقريبا مي توانم بگويم كه غير ممكن است . در كنسرت هاي آخر به اين نتيجه رسيدم كه شايد اركستر زنده، نتواند حق مطلب را بيان بكند. من هميشه نا آرامي هايي دارم كه برخاسته از اتفاقات جديد زندگي ام است. ديدم تنها خودم مي توانم مثلا عودي بزنم كه دلم مي خواهد و همزمان، تاري بنوازم كه دوست دارم. ابتدا فقط در فكر جمع كردن چنين اثري بودم و اصلا به خواننده فكر نمي كردم.
آخر انتشار يك آلبوم، نياز به سرمايه دارد!
خودم آن را تهيه كردم.

و اين كه همايون شجريان بخواهد براي آن بخواند، حتما سرماية بيشتري مي خواهد. راستي شايعه شده كه همايون شجريان براي اين كار، پول زيادي گرفته. درست است؟
نه، اين طور نيست. آقاي شجريان زماني قرار شد با من همكاري كنند كه تنها تصنيف با سواران كار آماده شده بود. خب هر خواننده اي وقتي يك جوان بيست و دو ساله را مي بيند، نمي تواند اعتماد كند. ولي ايشان چنين كرد.

با هم از قبل رفيق بوديد؟

نه. من از طريق آقاي ريموند موسيسيان با آقاي شجريان آشنا شدم. همكاري ما كاملا با روال كاري شروع شد و با صميميت به پايان رسيد.

در آلبومت از دستگاه نوا و همايون استفاده كردي. مخصوصا نوا كه به خاطر ظرايفي كه دارد، تقريبا از لحاظ تكنيكي هم مشكل است و معمولا آهنگسازان، زياد سراغش نمي روند. خب دليل استفاده از اين دو دستگاه و تفكر به كارگيري آن ها در كارت چيست؟
اگر دستگاه ديگري هم استفاده مي كردم، چنين سؤالي مي توانست مطرح شود. اما من در بخش نوا، يك تصوير، مد نظرم بود. يك سري تفكرات و حس و حال هاي شخصي كه براي هر كسي مي تواند تصوير خاصي ايجاد كند. اما اين كه چرا نوا، نمي توانم جواب مشخصي بدهم. خيلي با اين دستگاه به خاطر ناآرامي هايش ارتباط دارم. اين دستگاه، مثل زندگي من است. زندگي اي مدام در نوسان.

مقدمة نوايي كه ساختي، شباهت زيادي با قطعة ني نوا از استاد عليزاده دارد. چقدر در كارهايت از استاد عليزاده تأثير مي پذيري؟
ويژگي استاد عليزاده، اين است كه ذو وجهين هستند. يعني مي توانند خود انتخاب كنند كه در اين برهه از زمان به چه چيزي بپردازد. يعني محدود به يك شاخة خاص از موسيقي نيستند. اين چيزي است كه من هم سعي كردم در كار خودم به دست بياورم. يعني اين نباشد كه بتوانم تنها يك سازي بزنم و يك عده هم به به و چه چه كنند. در بخش نوا هم خيلي بايد ريز بشويم كه من برايتان بگويم كجا را از آثار ديگران تأثير گرفتم. يك دليل ديگر هم شايد اين باشد كه شما نواي اركسترال، زياد گوش نداده ايد. چون موسيقي ايراني، هارموني مخصوص به خودش را دارد و اين درست نيست كه ما هارموني غربي را عينا در كارهايمان به كارببريم. براي موسيقي سنتي، خود آهنگساز با توجه به اصول هارموني، بايد هارموني خاصي خلق كند.

خب تو براي اين كه نوا رنگ و بوي ايراني خودش را حفظ كند، چه كردي ؟
وقتي مي گوييم دستگاه نوا، بايد تك تك تارو پود كارمان نوا باشد. من سعي مي كنم از سازهاي جهاني استفاده نكنم. يا اگر هم آن ها را به كار مي برم، حرفي در سطح جهان داشته باشم و البته استفاده ام هم از آن استاندارد باشد. يعني طوري كه با موسيقي ايراني مغاير باشد.

نظر خود استاد شجريان در رابطه با اين اثر چه بوده؟
تا آن جايي كه مي دانم، نظرشان مثبت بوده.

براي انتشار اين آلبوم، مشكل هم داشتي؟

مشكلات، زياد است. اما مهم تر، مسأله اي ديگر است.يعني تبي پيش آمده كه همه را به سمت موسيقي غرب مي كشاند. من بارها به دوستانم هم گفته ام اگر شما در موسيقي راك در ايران شمارة يك باشيد، در دنيا چه حرفي براي گفتن داريد؟ اين، خودش يك سد بزرگ است.

فكر مي كني دليلش چيست؟
اين كار، اشكالي ندارد!ولي خيلي غير استاندارد، سراغ اين موسيقي مي روند و البته با فكرها و اهداف سطحي.

براي انتشار اين آلبوم چقدر خرج كردي؟

همه را حساب نكردم. ولي در اين ميان، عوامل زيادي از جمله موسيقي زنده و تعداد نوازنده و... مؤثر است.

اگر كسي بخواهد كاري در همين حد انجام دهد، چطور؟

10 ميليون را بايد حداقل كنار بگذارد.

يك عده معتقدند كه موسيقي سنتي به بن بست رسيده. تو چي فكر مي كني؟

اين بن بست را ما خودمان مي سازيم. خيلي اتفاق ها مي تواند در اين موسيقي بيفتد. ولي از آن جايي كه فكر همة ما روي يك خط است، نمي توانيم كار نو بيرون دهيم. در رابطه با مسائل مادي هم متأسفانه مي بينيم كه بهترين كارها با بدترين كارها يك حد فروش دارد. چون قانون كپي رايت هم به درستي رعايت نمي شود.

كار آينده ات چيست؟

روي يك هم آوايي كار مي كنم. 4 صدا يا 4 لحن متفاوت كه به صورت آلبوم منتشر خواهم كرد.
 

 
ساز و آواز  «همایون»
تار : علی قمصری
آواز : همایون شجریان
دانلود کنید

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه دهم دی 1384 |
آخرین مطالب و اخبار موسیقی
Real Time Web Analytics