استاد شجریان - استاد ذوالفنون
به مناسبت كنسرت گروه ذوالفنون
:: ما همچون يك نقاش هستيم
ساناز قاضى زاده
|
مى خواهد شعر بگويد اما شعرش همچون شعرهاى مرسوم نيست، زخمه ها كلمه اش مى شوند و اصوات ابيات غزل هاى عاشقانه اش، سازها را حنجره ساخته و از پس آنها قرائت مى كند!
«جلال ذوالفنون» قرار است اين بار تلفيق جديدى را تجربه كند كه در آن پيانو، دف و چغانه جاى گيتار در همنوازى با سه تار و تار را مى گيرند.
ذوالفنون حدود ۲۰ سال پيش براى اولين بار يك اثر تلفيقى از سازهاى گيتار، طبل، ساكسيفون و نى هندى شنيده، معتقد است كه اين تركيب بسيار جالب و پربار بوده و تركيب سازها از كشورهاى مختلف و هند پيام جديدى را در خود داشته است.
از نظر او تنها هنرمندى مى تواند كار تلفيقى را درست انجام بدهد كه ذهنيت بداهه نوازى يعنى همان روحيه شاعرانه موسيقى را داشته باشد: «اگر بخواهيم آن را با يك كار ادبى مقايسه كنيم نوازنده بايد همچون يك نويسنده چيره دست از الفبا خارج و به سوى شعر گفتن و داستان نوشتن رفته باشد در اين حالت نوازنده به مرحله ابتكار عمل و خلاقيت رسيده است و مى تواند اين كار را لطيف و موزون انجام دهد.»
ذوالفنون كار تلفيقى را وابسته به ساز نمى داند: «در تلفيق، خود ساز مطرح نيست يعنى اينكه چرا سه تار با پيانو و چرا ويولنسل با سه تار تلفيق شده است مهم نيست. در اين كار بايد ببينيم نوازندگانى كه روى سن نشسته اند آيا از نظر ذهنى و خلاقيت به اين توانمندى رسيده اند يا خير؟ اگر نوازندگان به اين ذهنيت خلاق رسيده باشند با هر ساز و هر شرايطى مى توانند كنار بيايند و اگر هنوز در شروع كار باشند نمى توانند اين كار را به درستى انجام دهند.»
او كه تلفيق پيانو، سه تار و تار و چغانه را ۶ تا ۸ دى در فرهنگسراى نياوران تجربه كرد راجع به چگونگى تلفيق سازهاى غربى و ايرانى مى گويد: «براى اينكه راجع به اين قضيه مفهوم را بهتر برسانم بايد مثالى بياورم. وقتى كه شما مسلط شديد كه چگونه از قاشق استفاده كنيد تقريباً تا ۵۰ درصد مى توانيد از چنگال هم استفاده كنيد ولى آن كسى كه به آن مرحله نرسيده مشكل خواهد داشت. درست است كه اختلاف هاى اساسى در گام ها و نت هاى موسيقى ايرانى و نت هاى موسيقى غربى وجود دارد اما اين اختلاف براى يك نوازنده توانمند مهم نخواهد بود، او مى تواند شكل اختلاف گام و نت ها را حل كند و وجه اشتراك ديگرى را به وجود آورد كه وجه اشتراك مى تواند اختلاف ها را حل كند.» گروه ذوالفنون در بخش اول اجراى جديدش آثارى همچون چارگاه، عشق آباد و ملودى هاى درويش خان و همچنين چند اثر از استاد جواد معروفى را با دف و پيانو و در قسمت دوم دستگاه هاى ايرانى را با سه تار و دف و در قسمت سوم كه همان قسمت اصلى برنامه است سه تار، پيانو و چغانه را با هم تلفيق كرد. به گفته ذوالفنون شنونده ها در اين بخش قطعه خلاق و نويى را شنيدند: «ما سعى كرديم در دو بخش قبل گوش شنونده را قوى و آماده كنيم تا در بخش سوم از قسمت اوج برنامه لذت برند.» همچنين در اين همنوازى پيانو ۵۰ درصد ساز همراه سه تار بود و نقاط ضعف آن را در مواقعى كه نمى توانست به تنهايى بنوازد، پوشاند و به آن پر و بال داد. ذوالفنون درباره آثارى كه در سالن خليج فارس نواخت، مى گويد: «ما پيش از اين قطعاتى را كه قرار است بنوازيم نواخته ايم و اين قطعات براى ما ملموس است. آنها خاص اين برنامه ساخته نشده اند و با توجه به دلايلى كه پيشتر عنوان كردم بايد همين گونه باشد. در كنسرت هاى اينچنينى نوازنده ها بايد قطعاتى را بنوازند كه به آنها تسلط كافى دارند و آن قطعات را پرداخت كرده اند. به اصطلاح قطعات بايد از آب و گل درآمده باشند اما بايد بگويم كه ما دو گام شور و همايون را در اين دو قسمت نواختيم.»
از نظر ذوالفنون اگر ذهنيت نوازندگان به حالت مورد نظر رسيده باشد فرقى نمى كند كه آثار تلفيقى را در چه گامى بنوازد. در همه اين قطعات مى توان با تسلط كامل بخش هايى را حذف و قسمت هايى را اضافه كرد و درست وقتى كه ذهنيت پيدا شد سازها نيز اهميت پيدا مى كنند: «در همنوازى، نوازندگان آنقدر بايد با هم آشنا باشند تا مانورهاى يكديگر را پوشش دهند. مثلاً در همين كنسرت نوازنده پيانو بايد آنقدر آمادگى ذهنى داشته باشد كه اگر من هوس كردم بخشى را دوبار بزنم او نيز همراه من بنوازد. ما در اين برنامه داستان را «كلى» تمرين مى كنيم.»
ذوالفنون كوك پيانو را ايرانى نكرده چرا كه فكر مى كند امكانات نوازنده پيانو كمتر و محدود مى شود. درست در شرايطى كه گرايش جوانان به موسيقى ايرانى در حال نزول است و موسيقى ايرانى آخرين قدم ها در كوچه اى بن بست را مى گذراند ذوالفنون تصميم دارد با اضافه كردن سازهاى محبوب و تلفيق آنها سازهاى ايرانى را معرفى و در بين جوانان رواج دهد: «در كنسرت كسانى چون آقاى نورى كه جمعيت ۲ يا ۳ هزار نفره حضور مى يابند به خاطر سه تار نمى آيند يا شايد تبليغات ما آنقدر توانمند نيست. ما در واقع آن فضا را مركبى مى كنيم براى آنكه سه تار را حركت دهيم. اينگونه تلفيق ها باعث مى شود كسانى كه مثلاً براى گيتار يا پيانو و سازهاى ديگر مى آيند با سه تار نيز آشنا شوند و اين يك نوع آموزش و تلنگرى است براى كسانى كه يك نوع جبهه گيرى غلط در ذهنشان شكل گرفته و مقابل موسيقى سنتى جبهه گيرى مى كنند.»
در شرايطى كه مسئولان امور فرهنگى سخن از رواج فرهنگى سازهاى ايرانى مى كنند، او مى گويد: «تلفيق مى تواند فرهنگ سازى كند.»
او ادامه مى دهد: «ما همچون يك نقاش كه براى كسب تجربه، رنگ جديدى را در اثرش اجرا مى كند مى خواهيم نتايج همنوازى سازهاى مختلف ايرانى و غربى را با هم بشناسيم.»
ذوالفنون با تعصب درباره سازها و شيوه نواختن مخالف است و مى گويد: «موسيقى تنها دو نوع است (خوب يا بد)! اينكه برخى سازهاى غربى را تنها براى كلاسيك نوازى و ايرانى را براى موسيقى ايرانى مى دانند و بدون هيچ شناختى از نوآورى و ايرانيزه كردن آنها برى هستند از بى حوصلگى براى تفكر و توهم زايى نشات مى گيرد. اينها فقط بت سازى و غيرحقيقى است.»
او علاقه مند به كسب تجربه با سازها و نوازندگان شهير خارجى هم است: «ما هنوز موفق به بردن سازهاى ايرانى و تلفيق آنها با سازهاى خارجى در خارج از كشور نشده ايم اما سعى داريم به قصد معرفى سازهاى ايرانى نوازندگانى را انتخاب كنيم كه مشهور باشند و آنها را مركبى كنيم براى معرفى موسيقى و سازهاى ايرانى!»
گروه ذوالفنون همچنين به منظور تجزيه و تحليل بهتر اين تلفيق از آثار آهنگسازى چون درويش خان استفاده مى كند تا مقايسه هر چه بهتر اين نوع نواختن امكان پذير باشد.
ذوالفنون كه پيش از اين به همراه «داريوش خواجه نورى» اثر تلفيقى سه تار و گيتار را ارائه كرده است درباره نتيجه اثرش مى گويد: «اين كار هنوز جوان است. با دو كنسرت نمى توان درباره آن قضاوت كرد. در اثر قبلى گيتار تنها، نماينده كنسرت فلامنكو بود.»
ذوالفنون مى گويد كه تاكنون نوازندگان با كمك تلفيق در دنيا سازهاى مختلفى را معرفى كرده اند. مثلاً يك نوازنده استراليايى نى بلند را مى نوازد. او خود را به مرحله اى از نواختن رسانده كه تنها لازم است يك CD ضبط شده از آهنگ يك ساز را در اختيار داشته باشد تا به زيبايى خودش را با آن هماهنگ كند و به دليل همين كار او، شناخت دنيا از سازش بالا رفته است.
يكى ديگر از سازهايى كه در اين كنسرت مى تواند معرفى شود «چغانه» است، اين ساز سفالين، كوزه مانند است و خيلى ها در موسيقى قومى آن را به عنوان كوزه مى شناسند. ذوالفنون ايجاد فرهنگ سازى و احياى اين ساز را يكى ديگر از هدف هاى كنسرت آينده اش مى داند.
«چغانه» يكى از سازهاى قديمى ايرانى و از خانواده سازهاى كوبه اى است اما به مرور زمان به فراموشى سپرده شده و تنها به حالتى كمرنگ در شرق ايران يعنى سيستان و بلوچستان باقى مانده است. چغانه همچون كوبه بلوچ هاست اما قدش كوتاه و گودى آن بيشتر است اما كوبه بلوچ ها صداى خيلى تيزتر و چغانه صداى بم ترى دارد.
اين ساز كه با توجه به استانداردهايش امكان ساخت ساده اى دارد، از بلوچستان به هند و از آنجا به مناطق آفريقايى رفته است. در آفريقا طول چغانه كشيده شده و به نام «اودو» يا «اودوكا» خوانده مى شود. چغانه با سه تار و تار همخوانى خوبى دارد و در كتب قديمى آمده كه با چنگ نواخته مى شده است. اين ساز كوبه اى، همراهى ريتم نواز است.
ذوالفنون معتقد است كه با همه اين توصيف ها نمى توان به زور كسى را متقاعد كرد كه آثار تلفيقى را بپذيرد. شنونده ها بايد بيايند و تركيب پيانو، چغانه، دف و سه تار را بشنوند و آنگاه خود تصميم بگيرند كه اين اتفاق زيباست يا خير!؟
او همچنين قصد دارد با اعلام يك فراخوان براى تمام فرهنگ دوستان، براى كسانى كه در نقاط محروم فرهنگى كشور حضور دارند كنسرت برپا كند و با ايجاد رابطه دوطرفه بين سرمايه داران از آنها براى حمايت و آموزش موسيقى دعوت كند.
او اميدوار است اينگونه بتواند براى قشر محروم در سراسر كشور امكان شنيدن موسيقى صحيح همچنين براى مستعدان موسيقى در اين قشر امكان آموزش و ساز رايگان را فراهم آورد.
كنسرت ذوالفنون ۶ تا ۸ دى ماه با همنوازى «آرمان نهرور» پيانو و «آرش زنگنه» سازهاى كوبه اى در سالن خليج فارس فرهنگسراى نياوران برگزار شد.
«جلال ذوالفنون» قرار است اين بار تلفيق جديدى را تجربه كند كه در آن پيانو، دف و چغانه جاى گيتار در همنوازى با سه تار و تار را مى گيرند.
ذوالفنون حدود ۲۰ سال پيش براى اولين بار يك اثر تلفيقى از سازهاى گيتار، طبل، ساكسيفون و نى هندى شنيده، معتقد است كه اين تركيب بسيار جالب و پربار بوده و تركيب سازها از كشورهاى مختلف و هند پيام جديدى را در خود داشته است.
از نظر او تنها هنرمندى مى تواند كار تلفيقى را درست انجام بدهد كه ذهنيت بداهه نوازى يعنى همان روحيه شاعرانه موسيقى را داشته باشد: «اگر بخواهيم آن را با يك كار ادبى مقايسه كنيم نوازنده بايد همچون يك نويسنده چيره دست از الفبا خارج و به سوى شعر گفتن و داستان نوشتن رفته باشد در اين حالت نوازنده به مرحله ابتكار عمل و خلاقيت رسيده است و مى تواند اين كار را لطيف و موزون انجام دهد.»
ذوالفنون كار تلفيقى را وابسته به ساز نمى داند: «در تلفيق، خود ساز مطرح نيست يعنى اينكه چرا سه تار با پيانو و چرا ويولنسل با سه تار تلفيق شده است مهم نيست. در اين كار بايد ببينيم نوازندگانى كه روى سن نشسته اند آيا از نظر ذهنى و خلاقيت به اين توانمندى رسيده اند يا خير؟ اگر نوازندگان به اين ذهنيت خلاق رسيده باشند با هر ساز و هر شرايطى مى توانند كنار بيايند و اگر هنوز در شروع كار باشند نمى توانند اين كار را به درستى انجام دهند.»
او كه تلفيق پيانو، سه تار و تار و چغانه را ۶ تا ۸ دى در فرهنگسراى نياوران تجربه كرد راجع به چگونگى تلفيق سازهاى غربى و ايرانى مى گويد: «براى اينكه راجع به اين قضيه مفهوم را بهتر برسانم بايد مثالى بياورم. وقتى كه شما مسلط شديد كه چگونه از قاشق استفاده كنيد تقريباً تا ۵۰ درصد مى توانيد از چنگال هم استفاده كنيد ولى آن كسى كه به آن مرحله نرسيده مشكل خواهد داشت. درست است كه اختلاف هاى اساسى در گام ها و نت هاى موسيقى ايرانى و نت هاى موسيقى غربى وجود دارد اما اين اختلاف براى يك نوازنده توانمند مهم نخواهد بود، او مى تواند شكل اختلاف گام و نت ها را حل كند و وجه اشتراك ديگرى را به وجود آورد كه وجه اشتراك مى تواند اختلاف ها را حل كند.» گروه ذوالفنون در بخش اول اجراى جديدش آثارى همچون چارگاه، عشق آباد و ملودى هاى درويش خان و همچنين چند اثر از استاد جواد معروفى را با دف و پيانو و در قسمت دوم دستگاه هاى ايرانى را با سه تار و دف و در قسمت سوم كه همان قسمت اصلى برنامه است سه تار، پيانو و چغانه را با هم تلفيق كرد. به گفته ذوالفنون شنونده ها در اين بخش قطعه خلاق و نويى را شنيدند: «ما سعى كرديم در دو بخش قبل گوش شنونده را قوى و آماده كنيم تا در بخش سوم از قسمت اوج برنامه لذت برند.» همچنين در اين همنوازى پيانو ۵۰ درصد ساز همراه سه تار بود و نقاط ضعف آن را در مواقعى كه نمى توانست به تنهايى بنوازد، پوشاند و به آن پر و بال داد. ذوالفنون درباره آثارى كه در سالن خليج فارس نواخت، مى گويد: «ما پيش از اين قطعاتى را كه قرار است بنوازيم نواخته ايم و اين قطعات براى ما ملموس است. آنها خاص اين برنامه ساخته نشده اند و با توجه به دلايلى كه پيشتر عنوان كردم بايد همين گونه باشد. در كنسرت هاى اينچنينى نوازنده ها بايد قطعاتى را بنوازند كه به آنها تسلط كافى دارند و آن قطعات را پرداخت كرده اند. به اصطلاح قطعات بايد از آب و گل درآمده باشند اما بايد بگويم كه ما دو گام شور و همايون را در اين دو قسمت نواختيم.»
از نظر ذوالفنون اگر ذهنيت نوازندگان به حالت مورد نظر رسيده باشد فرقى نمى كند كه آثار تلفيقى را در چه گامى بنوازد. در همه اين قطعات مى توان با تسلط كامل بخش هايى را حذف و قسمت هايى را اضافه كرد و درست وقتى كه ذهنيت پيدا شد سازها نيز اهميت پيدا مى كنند: «در همنوازى، نوازندگان آنقدر بايد با هم آشنا باشند تا مانورهاى يكديگر را پوشش دهند. مثلاً در همين كنسرت نوازنده پيانو بايد آنقدر آمادگى ذهنى داشته باشد كه اگر من هوس كردم بخشى را دوبار بزنم او نيز همراه من بنوازد. ما در اين برنامه داستان را «كلى» تمرين مى كنيم.»
ذوالفنون كوك پيانو را ايرانى نكرده چرا كه فكر مى كند امكانات نوازنده پيانو كمتر و محدود مى شود. درست در شرايطى كه گرايش جوانان به موسيقى ايرانى در حال نزول است و موسيقى ايرانى آخرين قدم ها در كوچه اى بن بست را مى گذراند ذوالفنون تصميم دارد با اضافه كردن سازهاى محبوب و تلفيق آنها سازهاى ايرانى را معرفى و در بين جوانان رواج دهد: «در كنسرت كسانى چون آقاى نورى كه جمعيت ۲ يا ۳ هزار نفره حضور مى يابند به خاطر سه تار نمى آيند يا شايد تبليغات ما آنقدر توانمند نيست. ما در واقع آن فضا را مركبى مى كنيم براى آنكه سه تار را حركت دهيم. اينگونه تلفيق ها باعث مى شود كسانى كه مثلاً براى گيتار يا پيانو و سازهاى ديگر مى آيند با سه تار نيز آشنا شوند و اين يك نوع آموزش و تلنگرى است براى كسانى كه يك نوع جبهه گيرى غلط در ذهنشان شكل گرفته و مقابل موسيقى سنتى جبهه گيرى مى كنند.»
در شرايطى كه مسئولان امور فرهنگى سخن از رواج فرهنگى سازهاى ايرانى مى كنند، او مى گويد: «تلفيق مى تواند فرهنگ سازى كند.»
او ادامه مى دهد: «ما همچون يك نقاش كه براى كسب تجربه، رنگ جديدى را در اثرش اجرا مى كند مى خواهيم نتايج همنوازى سازهاى مختلف ايرانى و غربى را با هم بشناسيم.»
ذوالفنون با تعصب درباره سازها و شيوه نواختن مخالف است و مى گويد: «موسيقى تنها دو نوع است (خوب يا بد)! اينكه برخى سازهاى غربى را تنها براى كلاسيك نوازى و ايرانى را براى موسيقى ايرانى مى دانند و بدون هيچ شناختى از نوآورى و ايرانيزه كردن آنها برى هستند از بى حوصلگى براى تفكر و توهم زايى نشات مى گيرد. اينها فقط بت سازى و غيرحقيقى است.»
او علاقه مند به كسب تجربه با سازها و نوازندگان شهير خارجى هم است: «ما هنوز موفق به بردن سازهاى ايرانى و تلفيق آنها با سازهاى خارجى در خارج از كشور نشده ايم اما سعى داريم به قصد معرفى سازهاى ايرانى نوازندگانى را انتخاب كنيم كه مشهور باشند و آنها را مركبى كنيم براى معرفى موسيقى و سازهاى ايرانى!»
گروه ذوالفنون همچنين به منظور تجزيه و تحليل بهتر اين تلفيق از آثار آهنگسازى چون درويش خان استفاده مى كند تا مقايسه هر چه بهتر اين نوع نواختن امكان پذير باشد.
ذوالفنون كه پيش از اين به همراه «داريوش خواجه نورى» اثر تلفيقى سه تار و گيتار را ارائه كرده است درباره نتيجه اثرش مى گويد: «اين كار هنوز جوان است. با دو كنسرت نمى توان درباره آن قضاوت كرد. در اثر قبلى گيتار تنها، نماينده كنسرت فلامنكو بود.»
ذوالفنون مى گويد كه تاكنون نوازندگان با كمك تلفيق در دنيا سازهاى مختلفى را معرفى كرده اند. مثلاً يك نوازنده استراليايى نى بلند را مى نوازد. او خود را به مرحله اى از نواختن رسانده كه تنها لازم است يك CD ضبط شده از آهنگ يك ساز را در اختيار داشته باشد تا به زيبايى خودش را با آن هماهنگ كند و به دليل همين كار او، شناخت دنيا از سازش بالا رفته است.
يكى ديگر از سازهايى كه در اين كنسرت مى تواند معرفى شود «چغانه» است، اين ساز سفالين، كوزه مانند است و خيلى ها در موسيقى قومى آن را به عنوان كوزه مى شناسند. ذوالفنون ايجاد فرهنگ سازى و احياى اين ساز را يكى ديگر از هدف هاى كنسرت آينده اش مى داند.
«چغانه» يكى از سازهاى قديمى ايرانى و از خانواده سازهاى كوبه اى است اما به مرور زمان به فراموشى سپرده شده و تنها به حالتى كمرنگ در شرق ايران يعنى سيستان و بلوچستان باقى مانده است. چغانه همچون كوبه بلوچ هاست اما قدش كوتاه و گودى آن بيشتر است اما كوبه بلوچ ها صداى خيلى تيزتر و چغانه صداى بم ترى دارد.
اين ساز كه با توجه به استانداردهايش امكان ساخت ساده اى دارد، از بلوچستان به هند و از آنجا به مناطق آفريقايى رفته است. در آفريقا طول چغانه كشيده شده و به نام «اودو» يا «اودوكا» خوانده مى شود. چغانه با سه تار و تار همخوانى خوبى دارد و در كتب قديمى آمده كه با چنگ نواخته مى شده است. اين ساز كوبه اى، همراهى ريتم نواز است.
ذوالفنون معتقد است كه با همه اين توصيف ها نمى توان به زور كسى را متقاعد كرد كه آثار تلفيقى را بپذيرد. شنونده ها بايد بيايند و تركيب پيانو، چغانه، دف و سه تار را بشنوند و آنگاه خود تصميم بگيرند كه اين اتفاق زيباست يا خير!؟
او همچنين قصد دارد با اعلام يك فراخوان براى تمام فرهنگ دوستان، براى كسانى كه در نقاط محروم فرهنگى كشور حضور دارند كنسرت برپا كند و با ايجاد رابطه دوطرفه بين سرمايه داران از آنها براى حمايت و آموزش موسيقى دعوت كند.
او اميدوار است اينگونه بتواند براى قشر محروم در سراسر كشور امكان شنيدن موسيقى صحيح همچنين براى مستعدان موسيقى در اين قشر امكان آموزش و ساز رايگان را فراهم آورد.
كنسرت ذوالفنون ۶ تا ۸ دى ماه با همنوازى «آرمان نهرور» پيانو و «آرش زنگنه» سازهاى كوبه اى در سالن خليج فارس فرهنگسراى نياوران برگزار شد.
منبع : روزنامه شرق
استاد شجریان - استاد ذوالفنون
اجرای خصوصی
یازدهم اسفندماه ۱۳۵۷
مایه ی بیات ترک
-------------------------------------------------------------------------------
|
روز هجران و شب فرقـت يار آخر شد |
|
زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد |
|
آن همه ناز و تنعم کـه خزان ميفرمود |
|
عاقـبـت در قدم باد بـهار آخر شد |
|
شـکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل |
|
نـخوت باد دي و شوکـت خار آخر شد |
|
صـبـح اميد کـه بد معتکف پرده غيب |
|
گو برون آي کـه کار شـب تار آخر شد |
|
آن پريشاني شبهاي دراز و غـم دل |
|
هـمـه در سايه گيسوي نگار آخر شد |
|
باورم نيسـت ز بدعـهدي ايام هـنوز |
|
قصـه غصـه که در دولت يار آخر شد |
|
ساقيا لطـف نمودي قدحـت پرمي باد |
|
کـه به تدبير تو تشويش خمار آخر شد |
|
در شمار ار چه نياورد کسي حافـظ را |
|
شکر کان محنت بيحد و شمار آخر شد |
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 14:50  توسط علیرضا
|

