تبليغاتX
تحریر - مرجع موسیقی کلاسیک پارسی - خواننده سالاری ... کنسرت شجریان

تحریر - مرجع موسیقی کلاسیک پارسی

دانلود - اخبار - مقاله - نقد و بررسی موسیقی سنتی ایران

خواننده سالاری ... کنسرت شجریان

درباره خواننده سالارى و باقى قضايا
اين شيوه ديگر جواب نمى دهد
اميررضا ايوبى
158811.jpg
محمدرضا شجريان و گروهش ابتدا برگزارى كنسرتشان و سپس حاشيه هاى آن، تمامى اخبار موسيقى ايران را تحت الشعاع قرار داد. او در سال هاى اخير هميشه از اينكه وقتى مى خواهند نامى از گروهش ببرند تنها به نام او بسنده مى كنند گلايه مند بوده است. او همواره عنوان كرده كه وقتى نامى از گروه او مى آورند هنرمندان ديگرى كه در سال هاى اخير در كنار او به اجراى برنامه پرداخته اند نيز از ياد نروند. شجريان دوست دارد از گروهش با عنوان استادان موسيقى نام برده شود تا اينكه هميشه آن را با اسم خودش بشناسند. چون او همانند بسيارى ديگر معتقد  است در توليد يك اثر موسيقى نوازندگان و آهنگسازان همانند يك خواننده نقش داشته اند و نبايد حاصل تلاش يك گروه تنها به نام يك نفر تمام شود.
• خواننده محورى در موسيقى ايران
اما آيا خواننده سالارى در موسيقى ايران حكمفرما است؟ بيژن بيژنى در اين باره مى گويد: من اعتقادى به خواننده سالارى در موسيقى ايران ندارم:
«بايد به توليد يك اثر در يك مجموعه كلى نگاه كرد و من بيش از اينكه معتقد به خواننده سالارى باشم معتقدم يك اثر بايد از ساختار درستى برخوردار باشد.»
حسين دهلوى اما يكى از دلايلى را كه باعث شده، موسيقى زير ضربه قرارگيرد خواننده محورى مى داند:
«اگر يك خواننده به اندازه كافى سواد و آگاهى نداشته باشد و خودش را بالاتر از بقيه بداند آن وقت در هنگام قضاوت و داورى درباره يك كار كمبودهاى خود را به حساب نمى آورد.» او مى گويد: برخى فكر مى كنند موسيقى تنها از طريق آواز تاثير خود را مى گذارد.
دهلوى به موضوع پيشرفت نكردن آواز در ايران اشاره مى كند و مى گويد: آواز براى پيشرفت بايد با زمان جلو رفته و حركت كند ولى هم اكنون در سطح موسيقى صد سال پيش قرار داريم.
«وقتى ما از نظر اجتماعى نسبت به صد سال پيش از رشد چشمگيرى برخوردار بوده ايم چرا بايد در زمينه موسيقى و آواز در حد همان صد سال پيش باقى بمانيم.»
به عقيده اين آهنگساز ما متخصصان لازم در اين زمينه نداريم به خصوص در اين زمينه تلويزيون در وضعيت بدى قرار دارد: در اين باره بارها اعلام آمادگى كردم ولى آنها اصلاً استقبال نكردند. «هوشنگ كامكار» آهنگساز، تنظيم كننده و سرپرست گروه موسيقى «كامكارها» نيز در اين باره به خبرنگار ما مى گويد: گروه ما كار با يك خواننده ثابت را نمى پسندد، چون خواننده ها دوست دارند حرف اول و آخر گروه را خودشان بزنند. اين موضوع حس همكارى را ضعيف مى كند. نقش خواننده هم بايد به اندازه يك ساز باشد. به خواننده نيز بايد همچون يك ساز به عنوان يك عضو از گروه نگاه كرد، اما متاسفانه در ايران اصلاً اينچنين نگاهى وجود ندارد. در اين شرايط كار نوازندگان كاملاً كمرنگ جلوه مى كند، اين درحالى است كه نوازنده و آهنگساز زحمت اصلى را مى كشند و به نسبت خواننده كه صدايش عطيه اى است خدادادى، تمام بار به دوش آنهاست. اما يك خواننده مى خواهد از نردبان يك گروه بالا برود و به شهرت برسد، اين رفتارها هم باعث مى شود تا حس همكارى دسته جمعى از بين برود. كامكار عنوان مى كند: «گروه ما هميشه سعى داشته است كه همخوانى داشته باشد و يا در غير اين صورت خواننده هاى مختلفى را تجربه كند. ما پيشنهادهاى زيادى را در زمينه همكارى با بزرگترين خوانندگان ايرانى داشته ايم، اما خودمان به انجام اين كار خيلى راغب نيستيم، چون آن زمان تمام فعاليت و زحمت گروه تحت الشعاع كار يك نفر كه خواننده است قرار مى گيرد.» «به رغم اينكه به نظر مى رسد مردم دوست دارند صداى يك خواننده را هميشه بشنوند، اما اجراهاى گروهى ما هميشه با استقبال مواجه بوده است. در حال حاضر اين مسئله براى ما تبديل به هدف شده است كه خواننده اى را بزرگ نكنيم.» اين جملات ديگرى از هوشنگ كامكار است كه گويا قصد دارد تاريخ موسيقى ايران را كه هميشه خواننده در آن محور بوده، به سمت ديگرى ببرد. دلخورى موسيقيدانان ايرانى از خواننده محورى و توجه صرف مخاطب به او و همچنين ناديده گرفتن استعدادهاى آهنگسازى و نوازندگى باعث شده كه در چند سال گذشته به سمت حذف خواننده يا كمرنگ كردن نقش آن در توليد يك اثر بروند. شايد ذكر چند نمونه دقيقاً با اين دلايل مطابقت نداشته باشد اما مى توان از گروه هايى مثل گروه نور به سرپرستى كريستف رضاعى، گروه هم آوايان به سرپرستى حسين عليزاده و بعضى از كارهاى گروه دستان به سرپرستى حميد متبسم نام برد.
داريوش پيرنياكان به خبرنگار ما مى گويد موضوع خواننده محورى در موسيقى ايران موضوع بسيار مفصلى است كه بايد در يك گفت وگو به طور مفصل به آن پرداخت. «خواننده محورى موضوعى است كه در كل دنيا وجود دارد و تنها مختص ايران نيست. البته مى توان گفت كه هم خواننده محورى وجود دارد و هم وجود ندارد.»
پيرنياكان درباره وضعيت آواز در ايران مى گويد: آواز در ايران نسبت به گذشته خيلى پسرفت كرده و ما اگر شجريان را حذف كنيم آوازخوان ديگرى در موسيقى نداريم. اين روزها البته بحث خواننده سالارى و مبارزه با آن در رسانه هاى ديگر هم مطرح است. «اميرهمايون خرم» آهنگساز و نوازنده ويولن اما به خبرگزارى مهر مى گويد: نحوه ارائه موسيقى ايرانى بايد با حفظ اصالت موسيقى ايرانى و با توجه به زمانه تغيير كند كه اين مقوله هم توسط سازنده و آهنگساز امكان پذير است: «متاسفانه شيوه اى كه در حال حاضر براى ارائه موسيقى ايرانى در پيش گرفته شده ديگر جواب نمى دهد؛ چرا كه به دليل خواننده سالارى در موسيقى ايرانى و از طرف ديگر عدم آگاهى به فرهنگ نوشتارى، اين قشر فقط همان دروسى كه از قديم ياد گرفته اند را در قالب آثار موسيقايى عرضه مى كنند؛ بالطبع اين آثار به دليل پاسخ نگفتن به عنصر زمان موفقيتى كسب نخواهند كرد. تنها در شرايطى كه خواننده ها با نظر آهنگساز پيش رود مى توان اميدوار بود كه در نوع موسيقى ايرانى دگرگونى احساس كرد؛ اما متاسفانه در شرايط كنونى هركسى خود را بى نياز از علم آهنگسازى مى داند.»
«در بسيارى از گوشه هاى موسيقى ايرانى مانند گوشه «وصال» كمتر كسى كار كرده است و جامعه ما آهنگسازانى را مى طلبد كه اين گوشه ها را زنده و با توجه به نياز زمان و مخاطب و حفظ اصالت ها آثارى جديد ارائه دهند.» او در ادامه با اشاره به حضور گسترده خوانندگان مطرح در راديو در گذشته مى گويد: «الان نه اينكه خواننده و آوازخوان نداشته باشيم بلكه آوازخوانى كه ويژگى هاى لازم را داشته باشد نداريم.»
• شجريان و شجريان
همين چند روز پيش بود كه افتخارى به ايسنا گفت: متاسفانه تنها مى خواهيم از استاد شجريان تقليد كنيم. در صورتى كه واقعيت اين است كه ما در موسيقى تنها يك شجريان مى خواهيم. روى سخنم با كسانى است كه انتقاد بيهوده مى كنند. از اطراف شجريان دور شويد و به جاى تقليد خودتان را پيدا كنيد چقدر تقليد از محمدرضا شجريان.
 
از روزنامه شرق

 

همچنین روزنامه شرق در مطالبی جداگانه به بررسی و تحلیل کنسرت اساتید پرداخته .
 
روی لینکهای زیر کلیک کنید 

|لینک 1| -- |لینک ۲|

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 14:34  توسط علیرضا  |